ملازمت امير نظام الدين عليشير اختيار نموده و چون در نظم اشعار مهارت داشت ، حضرت خاقانى نظم احوال خجسته مآل خود را به وى رجوع كرد و خواجه در آن باب نزديك به دو هزار بيت « 1 » در سلك نظم بيان آورد و قصهء يوسف و زليخا و مناظرهء شمس و قمر و تيغ و قلم نيز از جملهء منظومات اوست و اين مطلع در ديوان غزلياتش انتظام دارد كه :
بىتو چون در گريه خوابم مىبرد * خواب مىبينم كه آبم مىبرد
وفات خواجه مسعود در بلدهء فاخرهء هرات روى نمود و در مزار پير سيصد ساله مدفون شد .
( جزو 3 ، ج 3 ، ص 336 )
قاضى شمس الدين عبد اللّه « 2 »
خلف صدق مولانا جلال الدين ابو سعيد بن مولانا شمس الدين عبد اللّه بن قاضى جلال الدين محمود الامامى بود و در زمان خاقان منصور چندگاه در بلدهء هرات به لوازم منصب قضا قيام مىنمود و مدتى ديگر در مدرسهء شريفهء سلطانى به امر تدريس اشتغال داشت و چون اجل موعود دررسيد ، فى شهور سنه « 3 » . . . علم عزيمت به عالم آخرت برافراشت .
( جزو 3 ، ج 3 ، ص 336 )
مولانا يوسف بديعى
از ولايت اندجان بود و در صغرسن از آنجا به سمرقند شتافته آغاز كسب فضايل نمود و در زمان فرخنده نشان خاقان منصور از ماوراء النهر به هرات تشريف آورده در ظل عاطفت مقرب حضرت سلطانى آرام يافت . از علم عروض و صنايع و بدايع شعرى و فن معما صاحب وقوف بود و در تبيين قواعد معما رسالهء مفيدهاى تأليف فرمود . اين مطلع از جملهء منظومات اوست كه :
هامش
( 1 ) . در خطى : « دوازده هزار بيت » .
( 2 ) . در خطى : « عبيد اللّه » .
( 3 ) . جاى تاريخ در نسخهها خالى است .