تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رجال كتاب حبيب السير ( فارسى ) — صفحة 200

مساهمون:

ص٢٠٠
عالىمقام ، ابى عبد اللّه الحسين بن امير المؤمنين على - عليهما السلام - ملحق مىگردد . ( جزو 3 ، ج 3 ، ص 336 )

قاضى نور الدين محمد الامامى

ولد ارشد قاضى صدر الدين محمد بن قاضى قطب الدين عبد اللّه بود و بعد از فوت قاضى قطب الدين احمد ، منظور نظر عاطفت خاقان منصور گشته به لوازم منصب موروثى قيام مىنمود و در فيصل قضاياى شرعيه غايت امانت و ديندارى و نهايت ديانت و پرهيزكارى ظاهر مىساخت و در كمال جاه و جلال و وفور اختيار و استقلال به قطع و فصل مهمات دينيه مىپرداخت و مضمون همايون ، فاحكم بين الناس بالحق ، همواره مطمح نظر عالى اثرش بود و در هيچ قضيه از قضاياى فرق انام از مقتضاى فتواى علماى اسلام تجاوز نمىنمود و بعد از مدت هجده سال كه به آن شغل اشتغال داشت پهلو بر بستر ناتوانى نهاده در بيستم جمادى الاخرى سنهء احدى و تسعين و ثمانمايه دست قضا سجل حياتش درنوشت و در گازرگاه به حظيره‌اى كه جهت همين مصلحت ساخته بودند مدفون گشت . و از قاضى نور الدين دو پسر ماند ، عالىجناب معالى اياب ، شيخ الاسلامى ملاذ الانامى ، صدر الشريعه نور الدين محمد و جناب فضايل پناه نباهت دستگاه ، جلال الدين محمود - مدّ ظلهما الى يوم الموعود - و اين دو پسر عالىگهر بعد از فوت والد بزرگوار خويش منظورنظر اشفاق خاقان منصور گشته سيورغالات و معافيات حضرت اقضوى بديشان تعلق گرفت و پسر كلانتر كه بين الانام به خواجگى قاضى اشتهار يافته به منصب قضا منصوب شد و در فيصل قضايا اقتدا به سنت سنيه آباى عظام و اجداد كرام خويش كرد و چون سلطنت خراسان از دودمان امير تيمور گوركان به محمد شيبانى انتقال يافت ، به دستور معهود آن امر جليل القدر متعلق به خواجگى بود و بعد از آنكه عرصهء ممالك خراسان از فروغ ماهچهء جهانگشاى شاهى صفت اضائت پذيرفت و قدم خاندان و عظم دودمان و كمال اسلام و ديندارى و وفور ديانت و پرهيزكارى خدّام خواجگى نزد نواب كامياب درگاه سلاطين پناه ظاهر گشت ، منصب شيخ الاسلامى دار السلطنهء هرات و مضافات
رجال كتاب حبيب السير ( فارسى ) — صفحة 200 | عبد الحسين نوائى