تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رجال كتاب حبيب السير ( فارسى ) — صفحة 199

مساهمون:

ص١٩٩
عشر و ثمانمايه « 1 » در هرات روى نمود و مولانا اسحاق در اردوى همايون خاقان سعيد به منصب قضا و امر پيشنمازى اوقات شريف مصروف مىساخت و گاهى در مجلس اشرف اعلا به توضيح مسايل و قرائت رسايل مىپرداخت و مولانا كمال الدين عبد الرزاق بعد از فوت پدر فى سنهء احدى و اربعين و ثمانمايه ، رساله‌اى را كه قاضى عضد الدين ايجى در معنى حروف اسم اشارت تأليف كرده ، شرحى نوشت و ديباچهء آن انشاى منقح را به اسم همايون خاقان سعيد موشح گردانيده ، به آن وسيله شرف دستبوسى حضرت خاقانى دريافت و در آخر ايام حيات آن حضرت به رسالت پادشاه بيجانگر مأمور گشته به جانب هند شتافت و در آن سفر جناب مولوى را از وقايع عجيبه روى نموده آخر الامر قرين صحت و سلامت به خراسان بازآمد و بعد از فوت خاقان سعيد ، بر سبيل نوبت به عزّ ملازمت ميرزا عبد اللطيف و ميرزا عبد اللّه و ميرزا ابو القاسم بابر و ميرزا ابراهيم معزّز شد و در زمان سلطان سعيد فى جمادى الاولى سنهء سبع و ستين و ثمانمايه به منصب شيخى خانقاه ميرزا شاهرخ منصوب گشت و تا آخر ايام حيات بدان اشتغال داشت . وفاتش در ماه جمادى الاخرى سنهء سبع و ثمانين و ثمانمايه روى نمود . از آثار اقلام بدايع ارقامش كتاب افادت اياب مطلع سعدين در ميان مردم متداول و مشهور است و در آن تاريخ شريف معظم وقايع معمورهء ربع مسكون از زمان سلطان ابو سعيد بهادر خان تا وقت شهادت ميرزا سلطان ابو سعيد گوركان مسطور . و اللّه اعلم بحقايق الامور . ( جزو 3 ، ج 3 ، ص 335 )

امير محمد بن امير هاشم

به شرف ذات و محاسن صفات و اخلاق حميده و اطوار پسنديده موصوف بود . در زمان سلطنت خاقان منصور مدتى مديد به منصب نقابت منصوب بود و به لوازم آن امر قيام مىنمود . نسب شريفش به سيد اشرف بن مباركشاه كه در سلك اشراف و سادات و نقباى خراسان انتظام داشت مىپيوندد و سلسلهء آباى سيد اشرف به امام
هامش
( 1 ) . در خطى : « سنهء ست عشر و ثمانمائه » .
رجال كتاب حبيب السير ( فارسى ) — صفحة 199 | عبد الحسين نوائى