تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رجال كتاب حبيب السير ( فارسى ) — صفحة 198

مساهمون:

ص١٩٨
امير سيد اصيل الدين از جهان محنت آيين به رياض بهشت برين در هفدهم جمادى الاخرى سنهء ثلاث و ثمانين و ثمانمايه روى نمود و خاقان منصور به تسلى خواطر اولاد امجاد آن جناب توجه كرده سيورغالات سيد مرحوم را بديشان عنايت فرمود . ( جزو 3 ، ج 3 ، ص 335 )

مولانا شمس الدين محمد تبادكانى

در سلك خلفاى شيخ زين الدين خوافى انتظام داشت و همواره همت بلند نهمت بر اداى وظايف طاعات و عبادات مىگماشت . سالكان زهد و تقوا و طالبان طريقهء رشاد و هدى نسبت به آن جناب در غايت ارادت و اعتقاد سلوك مىنمودند و از فروغ باطن فرخنده ميامنش اقتباس انوار سعادت كرده به اوامر و نواهى خدّام عالى مقامش مفتخر و مباهى بودند . از آثار انامل فياض جناب مولوى مخمس قصيدهء برده و شرح منازل السائرين مشهور است و از ابيات هدايت آياتش اين مطلع در مجالس النفائس مسطور :
آنها كه بجز قامت سروت نگرانند * گر راست بگويى همه كوته‌نظرانند
و مولانا شمس الدين محمد در سنهء احدى و تسعين و ثمانمايه وفات يافته در خيابان هرات مدفون گشت و امير نظام الدين عليشير در جانب جنوب مزار فيض آثارش خانقاهى ساخته در استرضاى خاطر ولد رشيدش مولانا حميد الدين كوشيد . مولانا حميد الدين مدتى مديد در آن خانقاه قائم‌مقام والد معارف پناه بود در غايت تقوا و طهارت سلوك مىنمود و در سنهء سبع عشر و تسعمايه از عالم انتقال فرمود . ( جزو 3 ، ج 3 ، ص 335 )

مولانا كمال الدين عبد الرزاق

ولد مولانا جلال الدين اسحاق سمرقندى بود . ولادتش در دوازدهم شعبان سنهء