تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رجال كتاب حبيب السير ( فارسى ) — صفحة 158

مساهمون:

ص١٥٨

شيخ آذرى اسفراينى

از مشاهير شعراى زمان خود بود و در سن كهولت به سلوك طريق درويشان مايل شده از اسفراين به حجاز شتافت و بعد از گزاردن حج اسلام و طواف مرقد منورهء حضرت خير الانام - عليه الصلاة و السلام - عنان عزيمت به طرف هندوستان تافت . سلاطين آن ديار ، جناب شيخ را رعايت بسيار نمودند و طريق احترام مسلوك داشته انعام و احسان فراوان نمودند ، مع ذلك شيخ آذرى به مقتضاى حديث حب الوطن ، از توطن در آن ولايت ابا كرد و اين بيت در سلك نظم آورد :
من ترك هند و جيفهء چيپال گفته‌ام * باد بروت جونه به يك جو نمىخرم
و از آنجا به اسفراين شتافته به اداى طاعات و عبادات مشغول گرديد . وفاتش در سنهء ست و ستين و ثمانمايه واقع بود و لفظ « خسرو » به حساب جمل از تاريخ آن سال اخبار نمود . كتاب عجايب الدنيا و جواهر الأسرار از منشأت شيخ آذرى است و ديوان اشعار بلاغت آثارش در ميان اثناى روزگار اشتهار دارد . ( جزو 3 ، ج 3 ، ص 173 )

مولانا طوطى

هم در سال مذكور ، مرغ روح مولانا طوطى كه در سلك شعراى مشهور انتظام داشت قفس قالب شكسته به رياض قدس پرواز كرد و مولانا طوطى ، ترشيزى الاصل بود و ميرزا بابر نسبت به او التفات و عنايات بسيار مىنمود . اين مطلع از نتايج طبع نقاد اوست كه :
جهان كه حجرهء شش طاق و خانهء دو در است * ز چار ركن بساطش فغان الحذر است
و مولانا طوطى در اوان جوانى به جهان جاودانى شتافت و مقرب حضرت سلطانى امير نظام الدين عليشير جهت ضبط تاريخ وفاتش لفظ « خروس » يافت :
فصيح زمان طوطى آن شاعرى * كه بودش ز بكر معانى عروس چو طوطى برفت اين عجب طرفه بود * كه تاريخ شد فوت او را « خروس »
( جزو 3 ، ج 3 ، ص 173 )