تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رجال كتاب حبيب السير ( فارسى ) — صفحة 154

مساهمون:

ص١٥٤
نعش را برداشت و در صحراى عيدگاه به موجب وصيت شيخ و اتفاق اشراف آفاق جد اعلاى مسوّد اين اوراق پيش رفته بر جنازهء شيخ نماز گزارد . مدفن شيخ عمر در جانب شمال عيدگاه دار السلطنهء هرات است و ميرزا ابو القاسم بابر بر سر آن مزار عمارتى عالى طرح انداخته به اتمام رسانيد . ( جزو 3 ، ج 3 ، ص 171 - 172 )

قاضى قطب الدين محمد

و هم در ماه مذكور قاضى قضاة الاسلام ، يعنى جناب ملاذ الانامى ، قاضى قطب الدين محمد الامامى ، به جهان جاودانى انتقال فرمود و مولانا شريف الدين عبد القهار در تاريخ فوتش اين قطعه نظم نمود :
پناه شريعت سر قاضيان * محمد به قوم امامى امام ده و دو ز ماه وفات نبى * ز دار القضا شد به دار السلام به جاى نبى بود و تاريخ اوست : * « وفات النبى عليه السلام »
( جزو 3 ، ج 3 ، ص 172 )

مولانا سعد الدين كاشغرى

در اوايل حال به تحصيل علوم مشغولى مىنمود و اغلب كتب متداوله را مطالعه فرمود و بالاخره به سلوك راه زهد و تقوا پرداخته در سلك مريدان و خلفاى مولانا نظام الدين خاموش انتظام يافت و پرتو انوار رياضت بر وجنات احوالش تافت . شعشهء لوامع معرفت باطن فرخنده ميامنش را روشن گردانيد و بر سجادهء ارشاد نشسته بسيارى از سالكان را به مرتبهء ولايت رسانيد . در مطلع سعدين مذكور است كه در اوايل جمادى الاخرى سنهء ستين و ثمانمايه ، مولانا سعد الدين مريض شده صاحب فراش گشت و در شدت ضعف و غليان مرض اين واقعه بر زبانش گشت ؛ مضمون آنكه مرا ميان بودن و رفتن مخير ساختند ، من بنابر آنكه اطفال صغير داشتم بودن اختيار كردم و جناب مولوى بعد از اظهار اين سخن به دو روز فى يوم الاربعاء در سادس جمادى الاخرى سنهء ستين و ثمانمايه وفات يافت و در سر خيابان مدفون
رجال كتاب حبيب السير ( فارسى ) — صفحة 154 | عبد الحسين نوائى