ما مهر تو ديديم و ز ذرّات گذشتيم * از جمله صفات از پى آن ذات گذشتيم
وفاتش در سنهء تسع و ثمانمايه روى نمود . مدت عمرش شصت سال بود .
( جزو 3 ، ج 3 ، ص 91 )
صفى الدين ختلانى
در سلك فضلاى ماوراء النهر انتظام داشت و بعضى از وقايع امير تيمور گوركان را به لغت تركى بر لوح بيان مىنگاشت .
( جزو 3 ، ج 3 ، ص 91 )
شيخ محمود زنگى كرمانى
به صفت فضل و لطف طبع موصوف بود و در اثناى محاورات اكثر اوقات كلام موزون بر زبانش مىگذشت ، چنانچه گويند اول نوبت به همراهى شيخ على ترك به خدمت امير تيمور گوركان رسيد و چون آن حضرت پرسيد كه شما چه كسانيد .
گفت كه :
دو پيريم و هر دو شكسته به هم * على ترك و محمود زنگى عجم
و شيخ محمود بسيارى از وقايع و حالات صاحبقران پسنديده صفات را در سلك نظم كشيده و آن نسخه را جوشوخروش نام نهاده و در سنهء ست و ثمانمايه كه آن حضرت از يورش روم مراجعت كرده و در گرجستان به جهاد اشتغال داشت ، جمعى از اكابر كرمان ، مانند ضياء الدين سراج و شيخ صدر الدين كه قاضى آن ولايت بود و سيد حمزه متوجه آستان سلطنت آشيان گشتند و شيخ محمود نيز با ايشان همراهى نمود تا كتاب جوشوخروش خود را بگذراند و خود را به تجديد منظور نظر التفات آن حضرت گرداند ، اما به حسب تقدير در وقتى كه از پل تفليس كه بر كنار آب كر بسته بودند مىگذشت در آب افتاد و آتش حياتش فرونشسته رخت بقا به باد فنا داد . غرق درياى كرم بادا هميشه جان او . و پسر شيخ محمود ، مولانا قطب الدين آن نسخه را به نظر انور رسانيده به صلهء گرامند محظوظ و بهرهور شد و اين بيت مقطع بعضى از غزليات شيخ محمود است كه :
بنويس شعر محمود اگرت پسند افتد * كه به لطف ابن زنگى دگر از عجم نزايد
( جزو 3 ، ج 3 ، ص 91 )