تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ جهانگشاى جوينى ( فارسى ) ( ط دنياى كتاب ) — صفحة 47

مساهمون:

ص٤٧
عزم مراجعت كرد و سفرا در ميان شدند و سخن مصالحت آغاز كردند چون ارباب ترشيز « 1 » بر سرّ حالت وقوف نيافتند بسيار خدمتها كردند و بر صد هزار دينار ديگر مواضعه نهادند و ملك قطب الدّين از آنجا بازگشت و چون سيل منحدر و قطر منهمر روز در شب مىپيوست و شب در روز تا بدر شهرستانه رسيد و مراسم تعزيت باقامت رسانيد و بتعجيل بخوارزم روان شد ،

ذكر جلوس سلطان علاء الدّين « 2 » محمّد خوارزمشاه

چون بمركز دولت نزول كرد امرا و اركان ملك جمع شدند و مجلس بزم آراستند « 3 » و در روز پنج‌شنبه بيستم « 4 » شوّال سنهء ستّ و تسعين و خمسماية بيمن تأييد الهى بر سرير پادشاهى نشاندند اغصان پژمردهء ملك با طراوت و نضارت شد و جان مردهء عدل زنده و با غضارت و مبشّران به اطراف مملكت روان گشتند ، و چون خبر واقعهء پدرش بسلاطين غور شهاب الدّين و غياث الدّين رسيد نقش‌بندان وساوس شياطين امانى نقوش تخيّلات بىطايل شيطانى و تصاوير محالات بىحاصل نفسانى بر صحيفهء دماغ هر يك نيرنگ زد و مشّاطگان غرور انسانى
هامش
( 1 ) آ : ترشير ، ب : برشير ؟ ؟ ؟ ، ج : برشير ، ( 2 ) كذا فى آ د و اصل ب ، ب باصلاح جديد و ج : قطب الدّين ، ه ندارد ، - لقب سلطان محمّد خوارزمشاه قبل از سلطنت قطب الدّين بود و بعد از جلوس بعلاء الدّين كه لقب پدرش تكش بود ملقّب گرديد : « و لمّا اشتدّ مرضه [ اى مرض تكش ] ارسلوا الى ابنه قطب الدّين محمّد يستدعونه و يعرّفونه شدّة مرض ابيه فسار اليهم و قد مات ابوه فولى الملك بعده و لقّب علاء الدّين لقب ابيه و كان لقبه قطب الدّين » ( ابن الأثير در حوادث سنهء 596 ) ، و اين است منشأ آنكه لقب وى را در كتب تواريخ باختلاف گاه قطب الدّين و گاه علاء الدّين نوشته‌اند ، ( 3 ) د افزوده : و رخسارهء ملك و روزگار به مكان او پيراستند ، ( 4 ) ب : هشتم ،