تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ جهانگشاى جوينى ( فارسى ) ( ط دنياى كتاب ) — صفحة 46

مساهمون:

ص٤٦
كردند و صدق رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله قتلت فقتلت و سيقتل قاتلك ، سلطان تكش ازين سبب متأثّر شد و بر مكافات و انتقام عازم گشت و قطب الدّين ملك « 1 » را نامزد كرد و رسول فرستاد تا بابتدا لشكرها گزين كند و ابتدا از قهستان آغاز نهد بر حكم فرمان ملك قطب الدّين بر فرموده مستعدّ شد و ابتدا از ترشيز « 2 » كرد و با لشكرى كه كوه پاى وطأت آن ندارد بمحاصرهء آن حصار مشغول شد و مدّت چهار ماه محاربت كرد و خندق ترشيز « 3 » را كه چون غارى عميق بود انباشته و نزديك رسيد كه در هفتهء مستخلص شود و در خوارزم نيز سلطان لشكرها جمع مىكرد از اطراف و مستعدّ كار مىشد در اثناى آن عارضهء دموى روى نمود و بخناق نعوذ باللّه منها « 4 » سرايت كرد اطبّا معالجهء آن كردند چون روى بصحّت آورد عزيمت حركت بامضا پيوست هرچند اطبّا از سفر و حركت منع مىكردند سلطان از سورت آتش غضب سورت قبول نصيحت بر نخواند و روان گشت تا به منزل چاه عرب « 5 » رسيد و چون دلو عمر با بن « 6 » چاه افتاده بود علّتى كه داشت نكس كرد و از دار فنا بقرارگاه بقا رفت و كان ذلك فى التّاسع عشر من رمضان سنة ستّ و تسعين و خمسماية ، اركان در حال منهيان بنزديك قطب الدّين ملك فرستادند و عجب حالى افتاد كه علم ملك قطب الدّين بىموجبى بشكست و نگونسار شد ملك قطب الدّين از آن تطيّر گرفت در عقب آن خبر پدرش بدادند آن حالت از لشكر پنهان داشت و بعلّت مرض
هامش
و فدائيان او را ، ب ( با صلاح جديد ) د : پاره‌پاره ، ( 1 ) ج : ملك قطب الدّين را ، ب با صلاح جديد : ملك قطب الدّين سلطان محمّد ولد خود را ، ( 2 ) آ : ترشير ، ب : ترشير ، ج : برشير ، ( 3 ) آ : ترشير ؟ ؟ ؟ ، ب : ترشير ؟ ؟ ؟ ، ج : برشير ، ه : ترشير ، ( 4 ) كذا فى جميع النّسخ ، و گويا تأنيث ضمير بتوهّم « عارضه » يا « علّت » است ، ( 5 ) كذا فى ج د ، آ ب : حاه ؟ ؟ ؟ عرب ، ه : بمنزلگاه عزّت ، ( 6 ) آ ب : بابن ؟ ؟ ؟ ، د : در بن ، ج : به اين ، ه : بابن ؟ ؟ ؟ ،
تاريخ جهانگشاى جوينى ( فارسى ) ( ط دنياى كتاب ) — صفحة 46 | عطا ملك جوينى / محمد قزوينى