تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ جهانگشاى جوينى ( فارسى ) ( ط دنياى كتاب ) — صفحة 288

مساهمون:

ص٢٨٨
ص 383 - 384 سه عدد از مسكوكات سلطان جلال الدّين را كه در موزهء ديوان هند
House India
محفوظ است شرح ميدهد ( مسكوكات شمارهء 17 ، 18 ، 19 ، از ذيل
Supplement
مقالهء مذكوره ) و ما بين اين سه مسكوك فقط سكّهء شمارهء 17 كه تماس گويد منحصر بفرد است حاوى نام و لقب سلطان جلال الدّين است توأم با نام النّاصر لدين اللّه خليفهء عبّاسى معاصر و آن را تماس اينطور خوانده است :
الناصر لدين الله امير المؤمنين * جلال الدنيا و الدين منكبرين بن السلطان
و چنان كه ملاحظه مىشود تماس اين كلمه را منكبرين بتقديم ياء بر نون خوانده است نه برعكس يعنى منكبرنى چنان كه مشهور است ، و بدبختانه مؤلّف عكس فتوگرافى ابن مسكوك را در ضمن عكسهاى مسكوكاتى كه در آخر اين مقاله ملحق كرده است بدست نميدهد تا درست معلوم شود كه كه آيا حقيقة نام وى در سكّه « منكبرين » است يا آنكه تماس به خيال خود آن را اينطور خوانده است ، امّا نقش دو مسكوك ديگر يعنى شمارهء 18 و 19 فقط اينست : « السلطان الأعظم جلال الدنيا و الدين » بدون اسم منكبرنى ، صاحب طبقات ناصرى ( طبع كلكتّه ص 234 ) در ترجمهء حال ملك كبير خان اياز معزّى معروف بهزار مرده از مماليك سلاطين شمسيّهء هندوستان گويد : - « چون سلطان سعيد [ شمس الدّين التتمش ] بلاد ملتان را در سنهء خمس و عشرين و ستّماية در ضبط آورد شهر و حصار ملتان و قصبات اطراف و نواحى آن را بملك عزّ الدّين كبير خان اياز داد و او را بايالت آن خطّه نصب فرمود و او را بلقب كبير خان منكبرنى « 1 » مشرّف كرد و اگرچه در ميان خلق اياز هزار مرده گفتندى و ليكن كبير خان منكبرنى « 1 » معروف شده » ، و از اين عبارت طبقات ناصرى ميتوان
هامش
( 1 ) كذا واضحا فى غالب النّسخ ، و در متن مطبوع : منگيرنى ، با نسخه بدلهاى منكبرنى و منكيونى ،