حدود سنهء 650 - 658 يعنى بيست الى سى سال بعد از وفات سلطان جلال الدّين ( 628 ) تأليف شده و يك نسخهء معتبر قديمى از آن ( نسخهء آ ) كه در سنهء 689 استنساخ شده در كتابخانهء ملّى پاريس موجود و اساس طبع اين كتاب است ، اين كلمه گويا فقط يك مرتبه در جهانگشاى بيش ذكر شده ( ج 2 ص 165 س 19 ) و چنان كه در حاشيهء آنجا متعرّض شديم در نسخهء مذكوره اين كلمه در كمال وضوح « منكبرنى » با نون بضبط فوق مسطور است ،
ثالثا در معجم البلدان ياقوت كه در حدود سنهء 621 - 624 يعنى در حيات سلطان جلال الدّين تأليف شده دو مرتبه ظاهرا ذكرى از اين كلمه شده است يكى در ذيل « اذربيجان » و ديگر در ذيل « تفليس » و در هر دو موضع در طبع و وستنفيلد « منكبرنى » با نون بضبط مذكور چاپ شده است با نسخه بدلهاى منكرنى ، منكرفى و غيره ، و بدبختانه نسخهء قديمى از اين كتاب در محلّ دسترس راقم سطور نيست ،
رابعا در طبقات ناصرى كه در سنهء 658 تأليف شده اين كلمه بيشتر از ده مرتبه ذكر شده است و در اغلب نسخ قديمهء آن كتاب در لندن و پاريس كه اين جانب تتبّع نموده همهجا « منكبرنى » با نون بضبط مذكور نوشته شده است ،
خامسا در كتاب مسالك الأبصار فى ممالك الأمصار لابن فضل اللّه الدّمشقى المتوفّى سنة 749 در ج 23 از نسخهء كتابخانهء ملّى پاريس « 1 » كه ظاهرا در حياة مصنّف استنساخ شده در ورق
a
77 در كمال وضوح اين كلمه « منكبرنى » با نون بضبط مذكور مسطور است ،
سادسا قاضى احمد غفّارى صاحب تاريخ جهانآرا مؤلّف در
هامش
( 1 ) . 2328. Arabe