تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ جهانگشاى جوينى ( فارسى ) ( ط دنياى كتاب ) — صفحة 290

مساهمون:

ص٢٩٠
و اين توجيه در به دو امر به نظر بسيار مناسب و نزديك بذهن مىآيد و نظاير بسيار نيز براى آن ميتوان آورد چون خداويردى و اللّه‌ويردى و تغرى بردى و خدابخش و خداداد و امثالها ولى عيب عمدهء آن اينست كه اين توجيه از قبيل « ثبّت العرش ثمّ انقش » مىباشد چه اوّلا بطريق نقل و سماع يا از روى استناد بنسخ قديمهء موثوق بها بايد اثبات نمود كه ضبط اين كلمه منكبرتى با تاء مثنّاة فوقيّه است پس از آن بفكر توجيهات براى وجه تسميهء آن افتاد نه آنكه ابتداء و قبل از تحقّق ضبط اصل كلمه يك وجه تسميهء مناسبى در خيال خود تراشيده و آن را نصب العين خود ساخته پس از آن اين كلمه را بطبق آن وجه تسميهء خيالى قراءت نمود و فقط محض براى اينكه « مونكو » بمغولى بمعنى خداست و « برتى » بتركى بمعنى داد اين كلمه را بر خلاف كتابت اغلب نسخ قديمه عالما عامدا نون آن را بتاء تحريف نموده آن را منكبرتى خواند و اين توجيه را عنفا به دو چسبانيد ، و بعبارة اخرى توجيهات در خصوص اشتقاق و تفسير معنى لغوى اعلام بايد تابع و فرع ضبط آنها باشد نه برعكس چه بديهى است كه ضبط اسماء اشخاص و اماكن منوط بر سماع است و قياس و اجتهاد را در آن مدخليّتى نيست و مادام كه ضبط كلمهء بطريق سماع و نقل ثابت نشده باشد خوض در بيان وجه تسميهء آن از قبيل رحم بالغيب و اتّباع ظنون و اوهام است و در مورد ما نحن فيه نه آنكه فقط اثبات نشده كه منكبرتى با تاء است بل چنان كه سابق شرح داديم در اغلب نسخ قديمه اين كلمه منكبرنى با نون نوشته شده است « 1 » ، و به نظر اين جانب عجالة تا از دلائل خارجى
هامش
( 1 ) فقط نسخى كه عجالة راقم سطور ديده است كه منكبرتى با تاء در آن نوشته شده است دو موضع است ، يكى تاريخ ابو الفداء نسخهء پاريس ( 1508Arabe) ورقa287 كه منكبرتى با تاء نوشته است و اين نسخه بعضى اوراق آن بخطّ خود ابو الفداست و بيشترش بخطّ ديگرى است با تصحيحات ابو الفدا و چند ورقش بخطّ جديدترى است كه از جملهء آنها بدبختانه همين ورقه است كه حاوى كلمهء منكبرتى است ، - و ديگر يكى از مجلّدات تاريخ نويرى موسوم بنهاية الأرب فى فنون الأدب ( رجوع بمقدّمهء مصحّح