تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ جهانگشاى جوينى ( فارسى ) ( ط دنياى كتاب ) — صفحة 269

مساهمون:

ص٢٦٩
و كار خراسان در طبطاب و اضطراب بود و نواير فتنها و تشويشها در التهاب و اگرچه از مرور لشكرها پاىمال بود امّا اهالى آن مستأصل كلّى نگشته بودند سبب آنك ناحيتى يا ديهى كه ايل شدى بمجرّد اندك علوفهء و ده گز كرباس غايت يا صد گز به نسبت هر موضعى راضى گشتندى و دست تعرّض كشيده كردندى و ديهى را كه بحرب و قتال بگشادندى ظاهر آنچ يافتندى از چهارپايان و اقمشه ببردندى و جماعتى را كه باقىماندهء شمشير بودى « 1 » بمطالبه و مثله زحمتى نرسانيدندى و مغول را در ابتدا بزر و جواهر التفاتى نبود چون جنتمور متمكّن شد اين بزرگ اظهار كفايت را مال در دلهاى ايشان شيرين كرد چون ابليس كه از زهرات دنيا در دلها محبّتى انداخته است و سرمايهء همه بلائى ساخته بهر كجا كه رسيدى و گذر ايشان بودى جماعتى كه ايل شدندى مالى بر اهل آن حكم كردى و موضعى كه ببأس و قتال بگرفتندى اهالى آن را بشكنجه عقوبت مىكردندى تا آنچ داشتى بدادى « 2 » و به آخر زنده نگذاشتندى و جماعتى را كه بريشان ابقائى در حساب بودى جانها را بزر باز خريدندى و درين دوران عزّت مردم از آنست كه اكثر ايشان جان بزر خريده‌اند و هلمّ جرّا تا بوقتى كه خراسان و مازندران در زير سنگهاى بلاى اين آسياى گردان نرم گردن شدند و در زير اقدام قضا چون خاك فروتن و كار آن حدود باصالت بر جنتمور مقرّر شد و موادّ مشوّشات زايل گشت و فتنهء فتّانان مستدفع شد اين فاسق مذكور را كه بعد از فقر و فاقه صاحب جمل و ناقه گشته بود و از خون دل يتامى و ارامل با بهرهء كامل شده قال اللّه تعالى
يَوْمَ يُحْمى عَلَيْها فِي نارِ جَهَنَّمَ فَتُكْوى بِها جِباهُهُمْ
سبب قدمت خدمت و اختفا و توارى اصحاب كفايت باسم الغ بتيكچى موسوم كردند و ديدهء فضل و معالى خونابه مىباريد و اين اشارت مىراند كه ،
هامش
( 1 ) ب ج ه ز : بودندى ، ( 2 ) ب ج : داشتندى بدادندى ، د : داشتند بدادندى ،
تاريخ جهانگشاى جوينى ( فارسى ) ( ط دنياى كتاب ) — صفحة 269 | عطا ملك جوينى / محمد قزوينى