گرجستان عرضه داشت لشكرى از مغول تعيين فرمود و حشر تومانات عراق و ايل گرجستان بمصلحت آن نامزد و تمامت آن لشكر در اهتمام امير ارغون فرمود چون او باز بتفليس رسيد داود ملك بزرگ نيز سبب مطالبت بقاياى مالها عاصى شده بود و ربقهء طاعت از سر بركشيده « 1 » ،
ذكر احوال شرف الدّين خوارزمى ،
حاكم محكمهء ردّ من ردّ لا لعلّة و قبل من قبل لا لعلّة وقت تكوين ارواح طايفهء را در سلك سعدا كشيده است و زمرهء را بر طويلهء اشقيا بسته و السّعيد سعيد فى الأزل و الشّقىّ شقىّ لم يزل ، و چون ارواح بقالب پيوست و در قلوب سرشته شد و بواسطهء تناسل و توالد هر كس در زمانى معيّن بر مقتضاى تقدير به فضاى ظهور آمدند و از آشيانهء علوى بدين آستانهء سفلى هابط شدند آنكس كه لباس وجود او بطراز سعادت مطرّزست آثار خير از افعال و اقوال او بىآنك او را در آن باب بزيادت تكلّفى احتياج افتد صادرست و ديگرى كه بداغ شقاوت موسوم است مناسب آن حركات و سكنات ازو بادر و مصدّق اين معنى لفظ دربار پيغمبرست صلّى اللّه عليه و سلّم من النّاس ناس جعل مفتاح الخير بيده و من النّاس ناس جعل مفتاح الشّرّ بيده و ايضاح تخلّص اين ديباچه و افصاح تشبيب اين مقدّمه به حكم آنك
انّى امرؤ اسم القصائد للعدى * انّ القصائد شرّها اغفالها « 2 »
از احوال شرف الدّين ناطق خواهد بود ، مهندس كارخانهء ايجاد و ابداع چون نهال پليد او را مستفرغ فضالات قاذورات فساد و مستودع
هامش
( 1 ) ب اينجا به قدر هفت هشت سطر بياض دارد مثل اينكه نسخهء اصل مصنّف در اينجا بياض داشته براى آنكه وقايع مؤخّره از اين را نيز ملحق سازد ،
( 2 ) من ابيات لبشامة بن حزن النّهشلى من شعراء الحماسة ، ( انظر شرح الحماسة للخطيب التّبريزى طبع بولاق ج 1 ص 207 ) ،