از اسهاب و اطناب درين باب مانع آمد ، و هر نوبت ابتداى احصا و تعيين قوبجور و مال از خراسان رفتى اين نوبت سبب تخفيف را كار شمار خراسان در توقّف داشتند ، و امير ارغون متوجّه حضرت هولاكو شد كه در حدود ارّان بود چون به خدمت رسيد و احوال عرضه كرد عازم گرجستان گشت و كار شماره و هزاره آغاز نهاد چون در نوبت اوّل قوبجور ميان ده نفر هفتاد دينار مقرّر كرده بودند و سبب آنك اخراجات حشر و يام و اولاغ و مصالح لشكر از حدّ گذشته و قوبجور مقرّر بدان وافى نبود قوبجور منوال دستورى گشته كه زوايد به نسبت آن حوالت مىرفت و اصحاب عقار و مستظهران كه پيش از وضع قوبجور آنكس كه مثلا در ده موضع « 1 » شركتى داشت و اسبابى جداجدا به نسبت آن شركت زر به دو حوالت مىكردند چنانك از يك كس پانصد دينار و هزار دينار مىگرفتند و وقت اين وضع ده دينار مقرّر شده اگر مضاعف مىشد مستظهران را زيادت حملى نمىافتاد و امّا بر درويشان بدين نسبت ثقل مىنشست امير ارغون اين حال عرضه داشته بود فرمان شد تا باز وضع قوبجور كنند و مستظهرانرا از پانصد دينار و به نسبت تا درويشى را يك دينار بريده كنند تا باخراجات وافى شود برين جملت كار پيش گرفتند و در كار احصا مبالغت و استقصاى تمام مىنمودند ، و امير ارغون بابتدا بگرجستان رفت و سبب آنك داود ملك پسر قيز « 2 » ملك در آنجا ياغى بود و هولاكو از مغول و مسلمان لشكرى بزرگ آنجا فرستاده امير ارغون با خواصّ خويش و جمعى مردم از تفليس متوجّه آن طرف شد و لشكرها از جوانب به يكديگر رسيدند و بسيار از گرجيان بكشتند و اسير گرفتند و امير ارغون بازگشت و در اواخر رمضان سنهء سبع و خمسين و ستّماية وقت توجّه پادشاه بجانب شام بمقام تبريز به خدمت پادشاه رسيد و احوال
هامش
( 1 ) كذا فى د ه ، ز : در ديه موضع ، ج : در دو موضع ، ب : دو ده موضع ، آ : در موضعى ،
( 2 ) كذا فى د ه ، ب ج ز : قير ، آ : قير ؟ ؟ ؟ ،