چو قطر فلك « 1 » روز و شب بىقرارى * چو قُطرُب « 2 » همه عمر در اضطرابى
امّا سبب آنك بانزواى او امرا رضا نمىدادند بىاختيار عازم عراق گشت چون بخطّهء اصفهان رسيد عارضهاى متضادّ روى نمود جان بحقّ تسليم كرد و از منزل فنا بمرحل بقا كوچ ، و ترمتاى « 3 » و ساريق بوقارا « 4 » در مصاحبت ملك صدر الدّين روان گردانيد تا شماره و هزاره و وضع قوبجور باتّفاق خواجه مجد الدّين تبريز « 5 » ساخته كنند ، و امير ارغون جهت مهمّات و مصالح متوجّه حضرت باتو شد و خواجه نجم الدّين « 6 » در مصاحبت او باردوى باتو برفت معروضات بر وفق فرمان منكو قاآن و اقتراح او ساخته شد و از جانب دربند متوجّه بلاد گرجستان و ارّان و اذربيجان شد و كار شمار و قوبجور و تقرير اموال باتمام رسانيد و متوجّه عراق شد ، و هنگام غيبت امير ارغون از حضرت همايون جماعتى بر قصد و غرض متّفق شده بودند و جمال الدّين خاصّ حاجب را بر سبيل اشراف يرليغى گرفته چون بخراسان رسيد و عرصهء آن از مردان خالى ديد كار فراپيش گرفت و محاسبات آغاز نهاد و دست اخذ و تصرّف برگشاد تا چون امير ارغون از ساختن مهمّات عراق و اذربيجان فراغت يافت بر عزم استقبال پادشاه هولاكو بتعجيل بيامد و بمقام كيتو « 7 » به خدمت رسيد و بعنايت و نواخت او بر سبيل مبادرت به حضرت منكو قاآن بازگشت و بخابران « 8 » آمد و جمال الدّين خاصّ حاجب بعد از
هامش
ز : الخراب ، - تصحيح اين بيت بهيچوجه براى راقم سطور ممكن نشد ،
( 1 ) كذا فى ب ز ، ه : چو قطب فلك ، د : چو قصر فلك ، ج : چو قطره همه ، ا : چو قطره ،
( 2 ) كذا فى ب ه ، ج د : فطرت ، آ : قطرت ، ز : قطره ،
( 3 ) كذا فى ب ج د ه ، آ : ترمتاى ، ز : برمتاى ،
( 4 ) ز : اورفع ؟ ؟ ؟ بوقا ،
( 5 ) ه : تبريزى ، ج : علكانى ،
( 6 ) ه افزوده : حلابادى ، رجوع بص 251 س 1 ، ز : مجد الدّين ،
( 7 ) كذا واضحا فى آ ، ج : كسو ، ب : كبر ؟ ؟ ؟ ، ه : ابر ؟ ؟ ؟ ، د : كس ، ز ندارد ، - نام اين موضع در آ ورقb147 بطبق نسخهء د در اينجا « كس » مسطور است كه همان كش معروف واقع در غربى سمرقند باشد ( رجوع بياقوت در « كس » ) ،
( 8 ) ب ج : بجابران ؟ ؟ ؟ ، د : بجابران ، ز ندارد ،