مصلحتى را ياسائى فرمود چنانك بعضى در ذكر جلوس منكو قاآن مذكورست ، و چون احكام و ياساها صادر گشت و امور آن ممالك برقرار بر امير ارغون مقرّر شد و حلّ و عقد امور و نقض و ابرام كارها به دو مفوّض شد بابتدا او را يرليغ و پايزهء سر شير داد و نايمتاى « 1 » و ترمتاى « 2 » را بنوكارى او معيّن گردانيد و از جانب هر برادرى قبلا « 3 » و هولاكو و اريغ بوكا « 4 » و موكا « 5 » اميرى بنوكرى موسوم گشت و در باب ياساهاى مختلف كه بيشتر آن سبب تخفيف رعايا بود برليغ فرمود و جماعتى را كه در خدمت او بودند يرليغ و پايزه داد ، از ملوك ناصر الدّين على ملك را كه در حكم شريك امير ارغون بود در تمامت ممالك و بخصوصيّت تومان نيشابور و طوس و تومانهاى اصفهان و قم و كاشان به دو مفوّض كرد « 6 » ، و ملك صدر الدّين را كه تمامت ارّان و اذربيجان را ملك بود برقرار حاكمى و ملكى مقرّر فرمود ، و ملكى هراة و سيستان و بلخ و تمامت آن طرف تا چندانك حدّ هندوستانست و در تحت تصرّف « 7 » ايلى بود بر ملك شمس الدّين محمّد كرت ارزانى داشت ، و امير محمود را كرمان و سيقران « 8 » ، و اين جماعت را پايزهء سرشير داد و ديگران را بر حسب مقدار هر يك پايزهء زر و نقره دادند و يرليغها و بعد از آن بمراجعت ايشان اشارت راند ، و شمار تمامت اقوامى كه در خدمت ايشان بودند بكردند و همه را جامهاى ختائى تشريف فرمود تا خربنده و شتربان را كه مصاحب
هامش
( 1 ) كذا فى ب ز ، ه : نابمتائى ، آ : نايمتاى ؟ ؟ ؟ ، د : ناتمناى ؟ ؟ ؟ ، ج : نامتاى ؟ ؟ ؟ ،
( 2 ) كذا فى آ ب د ز ، ه : ترمتائى ، ج : برمتاى ،
( 3 ) ب : فبلا ؟ ؟ ؟ ، ز :
فيلا ، ه : قوتلا ، ج ندارد ،
( 4 ) آ : اربغبوكا ، ب : اربع بوكا ، ز :
اربع ؟ ؟ ؟ بوكا ، د : اريغ نوكا ، ج ندارد ،
( 5 ) كذا فى آ ب د ه ز ، ج ندارد ، جامع التّواريخ طبع بلوشه ص 202 : موكه ، - وى پسر هشتم تولى بن چنگيز خان است ،
( 6 ) كلمهء « كرد » فقط در ج ،
( 7 ) ب ( بخطّ جديد ) ه افزودهاند : و ،
( 8 ) تصحيح قياسى ، - آ اينجا و در ورقb96 : سنقران ؟ ؟ ؟ ، و در ورقa31 : سنقوران ، ب :
سقران ، ج ه : سفران ، ز : سنقران ، د : شيراز ،