تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ جهانگشاى جوينى ( فارسى ) ( ط دنياى كتاب ) — صفحة 252

مساهمون:

ص٢٥٢
پشتها مىرفت و سواران بنوبت ده‌ده پياده مىكرد تا راه مىزدند و هر كجا گو « 1 » بود ببرف مىانباشت و سواران بر عقب مىآمدند و موضعى كه جواز تعذّر زيادت داشت بارپوشها « 2 » مىانداخت و چهارپاى مىگذرانيد و لطف حقّ تعالى بود كه آن روز آفتاب تابان بود تا بعد از اجتهاد بسيار يك فرسنگ راه آخر روز قطع شد و مخافت از آن مهلكه بفضل بارى سبحانه و تعالى دفع و برين جملت نفس عزيز را از قرار و اقامت امتناع نمود تا بيش باليغ رسيد امير مسعود بك از حضرت منكو قاآن بازگشته بود و آنجا رسيده يكديگر را انواع تكلّف و تنوّق واجب داشتند و ضيافت و جشنها ساختند و از آنجا روان شد ، [ به خدمت ] منكو قاآن رسولى بإنهاء تعب و اعياء حمولات اموال در مقدّمه بفرستاد ، ايلچى در راه پيش آمد كه بمسارعت او اشارت رفته بود و بمبادرت او فرمان آورده نفحات نسيم عنايت الهى از آن در تنسّم بود و غنچهء آمال و امانى فرط عاطفت شاهى در تبسّم و امير ارغون به حكم فرمان تعجيل واجب داشت در منتصف صفر « 3 » سنهء تسع و اربعين و ستّمايه « 4 » به حضرت رسيد و روز ديگر را جماعتى كه مقارن او بودند آنجا رسيدند پيش‌كش كردند و او در زمرهء اعيان دولت منخرط شد و بر عقب ملك
هامش
( 1 ) كذا فى ج ز ، ه : كود ، آ ب : كوه ، د ندارد ، ( 2 ) آ ب : باربوشها ، ج : بارتوشها ، ز : بوستها ، ( 3 ) ج : رجب ، ( 4 ) كذا فى آ ب ج د ز ، ه اعداد را ندارد ، و اين نسخ بطور قطع و يقين خطاست و صواب « سنهء خمسين و ستّمايه » است بقرينهء تصريح خود مصنّف بعد از اين در ورقa144 كه امير ارغون « در بيستم صفر سنهء خمسين و ستّمايه ببندگى حضرت رسيد » ، و آنگهى در اوّل همين فصل گذشت كه حركت ارغون بجانب اردو در جمادى الآخره سنهء 649 بود پس چگونه در منتصف صفر همان سال بقراقورم ميرسد ! و نسخهء ج يعنى « منتصف رجب » نيز قريب بيقين است كه خطاست يكى به همان دليل تصريح مصنّف بعد از اين در ورقa144 و ديگر آنكه از خراسان تا قراقورم را در آن اعصار در مدّت يك ماه ( يعنى از جمادى الآخرة 649 تا رجب همان سال ) پيمودن آن هم در فصل زمستان عادة از محالات است ، رجوع كنيد نيز بمقدّمهء مصحّح ج 1 ص كد ،