در كوشك سلطانى جشنها ساختند و امير ارغون عمارت كوشك و باغ فرمود و اصحاب در ارزنقاباد « 1 » هر كس باغ و سراى باشارت او آغاز كردند و از آنجا بطوس روان شد و بعمارت منصوريّه و قصور آنكه اندراس كلّى پذيرفته بود و اثر عمارت از مدّتهاى مديد باز از صحن آن رفته شده « 2 » اشارت راند و ملك اختيار الدّين ابيورد را « 3 » بدان مصلحت موسوم كرد و امير ارغون بمرغزار رادكان مقام ساخت و روزى چند باستيفاى لذّات با لدات و اتراب مشغول گشت و از اطراف اشراف متوجّه جناب او گشتند و امور مملكت بر حسب ارادت متمشّى بود و صدور و ملوك روزبروز مىرسيدند و كار ايشان بر وفق استصواب راى مبارك مىساخت ، و چون ليالى از مفارقت ايّام تابستان باد سرد كشيدن گرفت و خريف حريف گشت و برگ اشجار از ترك تازى نسيم اسحار ترك علوّ سر دار گرفتند امير ارغون بر عزم تبريز از راه مازندران مبادرت كرد بهر ناحيت و ولايت كه مىرسيد مصالح و مهمّات آنجا ساخته مىكرد و آهستهآهسته مىرفت چون بحدود آمل رسيد پدرم با اموال و نفايس مرصّعات و جواهر كه ترتيب كرده بود از ممالك اذربيجان برسيد و فرش و بسط و آلات مجالس با آن ضمّ گردانيد و يك دو روز جشن ساخت ، و چون رحلت و توجّه امير ارغون نزديك آمد خبر رسيد كه منكقولاد « 4 » كه مغولى بود در عهد جورماغون بر سر محترفهء تبريز باسم باسقاقى موسوم ايّام فرصت بذيل حمايت و عنايت قداق نوين كه حلّ و عقد امور مملكت كيوك خان بدست او بود سبب انتساب منكفولاد « 4 » بقبيلهء نايمان « 5 » كه قرابت او از آن لازم مىشد توسّل نمود و
هامش
ز : مقام ( كذا ) ، د ندارد ،
( 1 ) ب : اررنقاباد ؟ ؟ ؟ ، ه : ازريقاباد ؟ ؟ ؟ ، آ : ررنقاباد ، ج : ررنقاباد ؟ ؟ ؟ ، د ز ندارند ،
( 2 ) ج ز : رفته ( فقط ) ،
( 3 ) ب ج ه : ملك ابيورد اختيار الدّين را ، د : ملك اختيار الدّين را ، ز : ملك ابيور ( كذا ) ضياء الدّين را ،
( 4 ) ب : منكفولاد ؟ ؟ ؟ ، منكقولاد ؟ ؟ ؟ ، ج : منكوبولاذ ، د : منكولاد ، منكبولاد ، ز :
منكعولار ، منكغولار ،
( 5 ) آ ب : نايمان ؟ ؟ ؟ ج : بايمان ، د : نمايمان ،