ارغون در قلوب زيادت راسخ مىشد و چون ايلچيان باستدعاى متصرّفان اطراف و سلاطين و ملوك آمدند « 1 » در حركت آمد و باستحضار ملوك و عمّال نواحى بجوانب رسولان فرستاد و پدرم صاحب ديوان را در ممالك اذربيجان و گرج و روم و آن اطراف قايم مقام بگذاشت و بوقا « 2 » را بباسقاقى معيّن كرد وقت وصول بطوس شرف الدّين گذشته بود امير ارغون اموال ناواجب را كه بر هر كس مقرّر گردانيده بود تا بمصادره بستاند ترك گرفت و آن بدعت برانداخت و مالهائى كه حاصل شده بود روان كرد و متوجّه حضرت شد و ملوك و كتبه و متلبّسان اعمال در خدمت او روان شدند ، چون بعد از حالت قاآن پادشاهزادگان هر كس در نواحى و ولايات تصرّف كرده بودند و اموال ببروات و حوالات اطلاق و يرليغها و پايزها داده و آن خلاف احكام و ياساهاى ايشانست بدين سبب امير ارغون هر پايزه و يرليغ كه بعد از قاآن پادشاهزادگان بهر كس داده بودند بفرمود تا جمع كردند ، چون به خدمت كيوك خان رسيد پيشكش بسيار كرد و به خدمت پادشاهزادگان همچنين درخور و مقدار هر يك بتحف و هدايا تقرّب جست و بر اركان و اعيان حضرت بر مثال سحاب سجال اموال ريزان و چون از مصالح مدّ « 3 » فراغت حاصل شد روى بعرض مهمّات و مصالح آورد و بابتدا پايزها و يرليغها كه پادشاهزادگان داده بودند و امير ارغون از اصحاب آن بازگرفته در مجمعى كه حضور همه پادشاهزادگان بود عرضه كرد از تمامت خدمات ديگر موقع آن زيادت بود و اثر آن خدمت بيشتر كيوك خان سيورغاميشى كرد و ممالكى كه در تصرّف او بود برو مقرّر داشت و پايزهء سرشير و يرليغ داد و تمامت امور ملوك و اصحاب بامير ارغون حوالت كرد و آن جماعت كسى را يرليغ و پايزه نداد و هيچ كس را خود
هامش
( 1 ) يعنى براى قوريلتاى جلوس كيوك خان ،
( 2 ) كذا فى ج ه ، آ ب : بوقا ؟ ؟ ؟ ، ز : توقا ، د : قوقا ،
( 3 ) رجوع كنيد بص 232 ح 5 ،