تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ جهانگشاى جوينى ( فارسى ) ( ط دنياى كتاب ) — صفحة 244

مساهمون:

ص٢٤٤
اربعين و ستّماية بخراسان رسيد و يرليغها برخواند و امور آن را مضبوط گردانيد سيراقجين « 1 » ايلچى را با جمعى ديگر از ايلچيان كه به جهت تحصيل مال بقايا از اردوى توراكينا خاتون آمده بودند در خراسان بگذاشت و نظام الدّين شاه « 2 » را با او ، و امير ارغون « 2 » متوجّه عراق و اذربيجان شد چون بدهستان رسيدند شرف الدّين را خبر رسيد كه در حضرت باتو جمعى قصد او كرده‌اند شرف الدّين عازم آن حضرت شد و امير ارغون متوجّه تبريز گشت و امير حسين و خواجه فخر الدّين و جمعى را از كتبه بنيابت در خراسان و مازندران نامزد گردانيد چون بتبريز رسيد امور آن حدود را كه سبب مجاورت امراء بزرگ چون جورماغون و تايجو « 3 » و جمعى كه آن ممالك را ملك خويش مىدانستند نامضبوط بود در ضبط آورد و اموال آن را محفوظ گردانيد و دست آن جماعت كشيده كرد و تمامت رعايا را از شريف و وضيع چه بعضى كه بحمايت آن جماعت تمسّك جسته بودند و چه جمعى كه از ظلم و جور ايشان جسته « 4 » از قبضهء تصرّف ايشان بيرون آورد و امور آن طرف را ساخته گردانيد و بمجاملت و حسن معاملت او صغار و كبار بمتابعت و مشايعت او مايل شدند و دلهاى خلايق از حسن اخلاق صيد او گشتند و هواخواه دولت او آمدند و سلاطين روم و شام و حلب رسل به خدمت او روان كردند و بحمايت و عنايت او توسّل جستند و امير ارغون جهت استيفاى مال ايلچيان بدان اطراف فرستاد ، و چون شرف الدّين از اردوى باتو بمقام تبريز رسيد بعلّت بقايا مال بسيار بر اهل تبريز و غير آن حكم كرد و امير ارغون بدان رضا نمىداد و او مبالغت مىنمود و هوى « 5 » و ولاى امير
هامش
( 1 ) كذا فى د ، آ : سيراقحين ؟ ؟ ؟ ، ب : سيرافحين ؟ ؟ ؟ ، ه : سراقحپن ، ج : سيراقجير ، ز : سرانحين ، ( 2 - 2 ) آ : با او امير ارغون ، ج : با امير ارغون ، د : را با امير ارغون ، ه : با او و امير ارغون ، ب بتصحيح جديد : را نيز بگذاشت و خود ، ز اصل جمله را ندارد ، ( 3 ) آ ب : تانحو ؟ ؟ ؟ ، ز : نانجو ؟ ؟ ؟ ، ج : بانجو ، د ه ندارند ، - تصحيح قياسى ، ( 4 ) آ : حسته و يحتمل « خسته » ، ( 5 ) نسخ : هوا ،