بغزنه آمد و حاكم شد ، بعد از يكچندى خبر آمد كه چنگز خان بطالقان بلخ رسيده است و دو سه هزار مغول از راه گرمسير بطلب يمين « 1 » ملك آمدند ، يمين « 1 » ملك لشكرى جمع كرد و پيش لشكر مغول بازرفت چون مغولان ديدند كه عدد او زيادت است بىجنگى و ملاقاتى بازگشتند و يمين « 1 » ملك بر عقب ايشان مىرفت تا بست و تكيناباد « 2 » از آنجا مغولان بر سمت هراة و خراسان برفتند و يمين ملك از راه قصدار « 3 » بسيوستان « 4 » رفت و شمس الملك را با خود برده بود در قلعهء كجوران « 5 » ببست و تكيناباد « 6 » محبوس كرد و صلاح الدّين را در قلعهء غزنه بگذاشت ، غزنيان « 7 » بعد از غيبت يمين ملك خروج كردند و صلاح الدّين را بكشتند و مثله كرد ، و در غزنه قاضى و رضىّ الملك و عمدة « 8 » الملك كه دو برادر بودند از ترمد حاكم گشتند و بعد از آن اجماع كردند و پادشاهى غزنه بر رضىّ الملك مقرّر داشتند ، خلج و تركمان بىحدّ از خراسان و ماوراء
هامش
( 1 ) د : امين ،
( 2 ) كذا فى ه ، ب : تكيناباد ؟ ؟ ؟ ، د : تكياباد ؟ ؟ ؟ ، آ : تكياباد ؟ ؟ ؟ ، ج : مكساباد ، ز : كسناباد ، - تكيناباد ( تكينآباد ) كه تكناباد مخفّفا نيز گويند شهرى بوده است از اعاظم بلاد بست ( - گرمسير - ياقوت ) واقع در حدود شرقى سيستان قديم و در افغانستان حاليّه تقريبا در 16 فرسخى در جنوب شرقى قندهار ، و ذكر اين شهر در ضمن تاريخ غزنويّه و غوريّه بسيار مىآيد و در احسن التّقاسيم مقدسى نام اين شهر « بكرآباد » مسطور است و معلوم نشد كه بكرآباد آيا تصحيف تكينآباد است يا تسميهء ديگرى است همان شهر را و از ياقوت ذكر اين شهر بكلّى فوت شده است ، ( رجوع كنيد بطبقات ناصرى ص 38 ، 115 و غيرهما ، و لباب الألباب ج 1 ص 300 ، و ابن الأثير ج 9 ص 282 ، ج 12 ص 164 كه سهوا در اين موضع اخير تكياباد طبع شده است ، و آثار البلاد ص 52 ، و اصطخرى ص 250 ، و ابن حوقل ص 305 ) ،
( 3 ) ب : قصد از ، د : قصد ،
( 4 ) كذا فى آ ب ج ، ه : بسوستان ، د : بستوسان ، ز : بشوستان ،
( 5 ) كذا فى ج د ، آ ب : كحوران ، ه : كخواران ، ز : لحوران ،
( 6 ) ب :
تكياباد ؟ ؟ ؟ ، آ : تكياباد ؟ ؟ ؟ ، ج : مكساباد ، ه : بيكساباد ، ز : كسناباد ، د ندارد ،
( 7 ) كذا فى د ه يعنى اهالى غزنه ظاهرا ، آ : عرنان ، ب ز : غزنان ، ج :
غوريان ،
( 8 ) ز : عمد ،