تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ جهانگشاى جوينى ( فارسى ) ( ط دنياى كتاب ) — صفحة مقدمهء مصحح 21

مساهمون:

صمقدمهء مصحح ٢١
نبايد ، بمعنى « مبادا » : « غيبت او خواست بود نبايد انتهاز فرصتى جويند و تعرّضى رسانند » ( ص 89 س 20 - 21 ) ، - « محمود تاى ازين ترس كه نبايد بمال او كه مالى بود كه قارون را نبوده باشد طمع رود رأى زد كه . . . » ( ص 92 س 16 - 17 ) ، - « اگر ايشان را راهى دهد نبايد مادّهء زيادت وحشتى شود » ( ص 216 س 13 ) ، نعل بها ، مالى كه پادشاه در وقت مرور از موضعى از صاحب آن محلّ ميگيرد ببهاى نعل اسب خود كه از آنجا عبور كرده است : « مرور او به ظاهر مولتان بود ايلچى بقباچه فرستاد و از مرور اعلام داد و نعل بها خواست » ( ص 147 س 9 - 10 ) ، واقعه ، بمعنى وفات و موت : « بعد از چهار روز واقعهء او فاش كردند » يعنى وفات اتسزرا ( ص 14 س 5 ) ، - « چون خبر واقعهء او بسلطان غياث الدّين رسيد تفكّر و تحيّر باحوال او تهدّى كرد » يعنى خبر قتل خرنك ، ( ص 52 س 15 - 16 ) ، - « در ميانهء اين حالت خبر واقعهء برادرش غياث الدّين دررسيد طبل رحلت فروكوفت » يعنى خبر وفات او » ( س 1 - 2 ) ، - « كلبلات گذشته شد روى كار و پشت استظهار آن جماعت او بود سبب واقعهء او دل‌شكسته شدند » ( ص 232 س 10 - 11 ) ، - « تا كوركوز در ربقهء حياة باقى بود بر زيادتى اقدام نمىتوانست كرد چون خبر واقعهء او بشنيد آنچ همّت بليد و طويّت پليد او اقتضاى آن مىنمود . . . ابتدا كرد » ( ص 274 س 15 - 18 ) ، واهى ، متعدّيا بمعنى سست‌كننده بجاى موهى : « هرچند استيصال كلّى بدست او نبود امّا واهى محكمات اساس و مبتدى مكاوحت او بود » ، ( ج 1 ص 52 س 16 - 17 ) ، ظاهرا خطاست چه وهى مجرّدا لازم است لا غير ،