اكثر مفردان از سرمستى پاى بسته و دست شكسته شده تا وقت آنك
چو يك بهره از تيره شب درگذشت * شباهنگ بر چرخ گردان بگشت
لشكر تتار مردان كار و بؤس و باس بر سر قومى فارغ از طلايه و پاس رسيدند مقدّم ايشان نايماس « 1 » و عجب آن بود كه چون قاآن جورماغون « 2 » را بدفع سلطان نامزد مىفرمود و امرا معيّن روى بنايماس « 3 » آورد و فرمود كه از ميان همه كار سلطان بدست تو مكفّى شود و همچنان بود ، و از حزم و تيقّظ بر آنكه آن جماعت نيز در ترقّب و تحفّظ باشند بىقيل و قال مانند دبيب نمال درآمدند اورخان « 4 » از وصول ايشان باخبر شد حالى ببالين سلطان رفت و او در خواب اوّل شب فارغ از آنك ع ، انّ الحوادث قد يطرقن اسحارا ،
و نوم ارى فيه خيال مسرّة * الذّ جنى من يقظة تجلب الوسن
چون به تكليف از رقدت انتباه يافت و از قدرت قهّار اشتباه برخاست و معاينه ديد و دانست كه دامن تدبير در چنگال تقدير سخت است و مركب راى در پاى قضا عاجز و سهام حيل كه بر كمان امكان بر كار شده بود بهدف مقصود نارسيده در كار شكست و ميان او و سلامت بلا حايل شده و به منزل شرّ نازل شدست پيش از وصول بشام مهمان بيگانه سحر خورد و امن و امان بر سبيل ترحال در حال كمر بست امّا اين نوبت مهمان شيرگير بود و ميزبان بر « 5 » خمارشكن تدبير آبى سرد خواست و بر سر ريخت يعنى تا بعد ازين گرمسرى « 6 » در باقى كند و
هامش
( 1 ) كذا فى ب ، آ : نايماس ؟ ؟ ؟ ، ه : تايماس ، د : يايماس ؟ ؟ ؟ ، ج ز : نايماس ؟ ؟ ؟ ،
( 2 ) ج : جرماغون ، د : حورباعون ،
( 3 ) كذا فى ب ، آ : بنايماس ، ه : بتايماس ؟ ؟ ؟ ، ج : بنايماس ؟ ؟ ؟ ، د : به يايماس ؟ ؟ ؟ ، ز : نايماس ؟ ؟ ؟ ،
( 4 ) كذا فى ب د ، آ : ارير ؟ ؟ ؟ خان ، ج : بور ؟ ؟ ؟ خان ه : توتر خان ، ز : توبر ؟ ؟ ؟ خان ، نسوى اصل نسخهء پاريس ص 331 مطابق متن مطبوع ص 243 - 244 پنج شش مرتبه : ارخان ، جامع التّواريخ طبع بلوشه ص 33 سه مرتبه : « اورخان » مثل متن ،
( 5 ) ج « بر » را ندارد ،
( 6 ) كذا فى آ د ه ز ، ب : كرم سردى ، ج : گرم و سرد ،