در اوّل ساعت برطبق عرض نهاد اندك و بسيار با فنون تعذيب و ترهيب چيزى بيرون نيامد « 1 » ،
آخر الأمر چون حال برين جمله مشاهده كردند هرچه بود از جزو و كلّ برداشتند و ببندگى حضرت شتافتند و احوال عرضه داشتند در اثناى سخن پادشاهزادگان و خواتين برخاستند و چوك زدند « 2 » و تربيتى را كه سابقا بكرّات در صباح و مساء فرموده بودند باز تازه كردند بتخصيص از خواتين بولوغون خاتون « 3 » و از شاهزادگان قونقوراتاى « 4 » ، پادشاه اجابت فرمود و در روز پنجشنبه چهارم رمضان سنهء ثمانين و ستّماية « 5 » ، بنواخت خروج از مضايق قيد و حبس مشمول و مخصوص شدم ،
اينجا رسالهء تسلية الأخوان ختم مىشود ، و وقايع از اينجا ببعد ملخّص است از رسالهء ديگرى از تأليفات مصنّف كه نام آن معلوم نيست و مندرجات آن متمّم تسلية الأخوان و بلافاصله دنبالهء همان رشته است چنان كه سابق مذكور شد « 6 » ، و هى هذه :
چون جماعت اعدا « 7 » هر تير مكيدت كه در جعبهء تزوير داشتند
هامش
( 1 ) ايضا ، ورقa229 ،
( 2 ) چوك زدن يعنى زانو خم كردن كه نزد مغول علامت نهايت تعظيم و احترام است : - « ضربوا جوك و هو الخدمة عندهم و كيفيّته ان يبرك الرّجل منهم على احدى ركبتيه و يشير بمرفقه الى الأرض و هذه الخدمة عندهم غاية التّعظيم ( نهاية الأرب للنّويرى ج 26 نقله عنه كاترمر فى حواشى جامع التّواريخ ص 323 ) ،
( 3 ) از زنهاى بسيار محبوب اباقا ( جامع التّواريخ نسخهء كتابخانهء ملّى پاريس .Suppl . pers209 ورقb296 ) ،
( 4 ) برادر اباقا كه برادر ديگرش تكودار معروف بسلطان احمد بعد از جلوس او را بقتل رسانيد در سنهء 682 ( ايضا ، ورقa318 ) ،
( 5 ) تسلية الأخوان ورقb229 ،
( 6 ) چنان كه سابق گفتيم يك نسخهء از اين رساله كه در ذيل جهانگشاى نسخهء ز نوشته شده است در كتابخانهء ملّى پاريس موجود است (b11 -b1 .. ff206 .Suppl . pers) .
( 7 ) يعنى مجد الملك و اعوان وى ،