تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ جهانگشاى جوينى ( فارسى ) ( ط دنياى كتاب ) — صفحة مقدمهء مصحح 67

مساهمون:

صمقدمهء مصحح ٦٧
نيز بتحسين و انعام مخصوص گردانيد « 1 » ، مقصود آنست كه جماعتى را كه بر سبيل رسالت باتّفاق شحنگان و امراء لشكر نزديك آن جماعت فرستاده بوديم حتّى تلامذه و ركابداران ايشانرا حاضر كردند و سعيها كردند تا ايشان را با خود همداستان سازند قضيّت معكوس گرديد و ايشان بر ضدّ اين احوال شهادت دادند و اكثر ايشان بابتدا جماعت اعادى را فريفته و از ايشان بسيار درم و زر ستدند و بالأخره از ميانه بدر رفتند « 2 » ، فى الجمله چون هلال ذى الحجّه نمودار گشت « 3 » بر عقب نوّاب ايلخانى مصاحب ايلچيان مذكور به حضرت عاليه « 4 » روان گرديديم تا چون روز چهارشنبه بيستم ذى الحجّه سنهء ثمانين و ستّمايه از عقبهء اسدآباد در گذشتيم جمعى از خواصّ حضرت رسيدند و تقرير كردند كه دوشنبه شب حضرت ايلخان بعد از وقوف بر تزوير حسّاد بموجب عرض حال كه خواصّ در هنگام خلوت گويند سيورغاميشى فرموده است و بخشايش و بستگان قيود جفاى زمانه را گشايش « 5 » ، پيش از وصول بسور همدان ايلچيان را ديديم بتعجيل تمام بهر جانب حركت ميكردند و كسى را از باطن كار خبرى نه تا بهمدان رسيديم طامّهء كبرى واقع شده بود « 6 » و خلايق چون رمهء گوسفند در بيابان ضايع مانده ، جماعت امرا در صحبت خواتين و پادشاهزادگان بعد از دو روز از واقعه ناگهان روان شدند تا بيك ميعاد بمراغه مجتمع گردند ، بعضى از امرا بتحريض جماعت وشاة فكرى ديگر سگاليدند و گفتند تخليهء فلانى بعد از جلوس سلطانى خانى از احتياط
هامش
( 1 ) رسالهء مذكوره ، ورقa6 ، ( 2 ) ايضا ، ورقb6 ، - از اين موضع تا ورقa27 از رسالهء مذكوره يك جملهء معترضهء طويلى است در مناظرهء دل و عقل و صبر كه چون بكلّى از سوق حكايت خارج است آن را بتمامه حذف كرديم ، ( 3 ) ايضا ، ورقa27 ، ( 4 ) يعنى اردوى اباقا خان كه آنوقت در همدان بود ، ( 5 ) رسالهء مذكوره ، ورقb28 ، ( 6 ) يعنى اباقا خان وفات كرده بود در همدان در 20 ذى الحجّه سنهء 680 ( جامع التّواريخ نسخهء كتابخانهء ملّى پاريس 209 .Suppl . pers، ورقa314 ) ،