تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ جهانگشاى جوينى ( فارسى ) ( ط دنياى كتاب ) — صفحة مقدمهء مصحح 66

مساهمون:

صمقدمهء مصحح ٦٦
بغداد بوعدهء امروز و فردا ايلچيان را نگاه ميداشتند و اوباش و عوامّ النّاس را از هر گوشهء بيرون ميكشيدند باشد كه احاديث زور را مسلسل كنند و شهود مفتريان مسجّل ، چون از اين صنف مصنّفى نيافتند دو سه عرب را كه باتّفاق شحنگان و امراى مغول باسم پيكى بيكى از مشايخ عرب و امراى عرب بهروقت فرستاده بوديم حاضر آوردند تا بتخويف و ترغيب اين جماعت را مصدّق اكاذيب خود كنند ، و حقيقت حال آن بود كه در اوّل اين سال [ سنهء 680 ] بموت بندق‌دار « 1 » مخالفت ميان امراى مصرى ظاهر شده بود سنقر اشقر با جمعى ديگر از امراء اتراك بحرى بيك سو زده و عيسى بن مهنّا امير اعراب شام و بيروت با او متّفق گرديده و الفىّ « 2 » كه امروز بر آن ديار مسلّط است در دمشق مستعدّ كارزار او شده ، در اثناء اين خبر رسيد كه يك فوج از اتراك بحرى كه موج لشكر مصرى ايشانرا بساحل فرات انداخته بود بقرب عانه و حديثه رسيده‌اند بر سبيل احتياط و استكشاف از بواطن نيّات ايشان كه پيوسته بمكر و خديعت بر امور بزرگ اقدام نموده بودند رسولى فرستاده بوديم و سنقر اشقر و امير عيسى را بايلى و متابعت بندگى حضرت ترغيب نموده چون انهزام ايشان از پيش الفى مقارن وصول رسول ما اتّفاق افتاده بود بغايت مبتهج و شاد شدند و امير عيسى در صحبت رسول برادر خويش را ببغداد فرستاد او را با ثقات و معتمدان ببندگى حضرت ايلخانى فرستاديم در حقّ سنقر اشقر و برادر عيسى نواخت بسيار فرمود و خلع و زر حواله بر بغداد نمود و بدين سعى و اجتهاد اين بندهء دولت را
هامش
( 1 ) يعنى الملك الظّاهر بيبرس ، رجوع كنيد بص لح حاشيهء 2 ، ( 2 ) يعنى الملك المنصور سيف الدّين قلاوون الصّالحى المعروف بالألفىّ از سلاطين مصر معروف بمماليك بحريّه ، و چون در ابتداى امر امير علاء الدّين آقسنقر او را بهزار دينار خريده بود لهذا معروف بألفىّ شد ، مدّت سلطنتش از رجب سنهء 678 - ذى القعده 689 يازده سال و چيزى بود ( نهاية الأرب للنّويرى ج 29 ورقb105 -a - b145 ، 1578Arabe) .