ارمنى بوده است فرمان شد تا اسحق ارمنى و اعرابى هردو را بقتل رسانيدند « 1 » .
ديگر شريف نقيب النّقباء تاج الدّين علىّ بن محمّد بن رمضان الحسنّى العلوىّ المعروف بابن الطّقطقى ( پدر صفىّ الدّين محمّد بن الطّقطقى مؤلّف كتاب الفخرى « 2 » ) كه از مشاهير متموّلين عراق بود و قسمتى از املاك خالصهء ديوانى را اجاره نموده و ويرا از آن ثروتى عظيم حاصل شده بود و بتدريج كارش بالاگرفت و به جائى رسيد كه مكتوبى باباقا خان درخصوص عزل عطا ملك از حكومت بغداد نوشت ، شمس الدّين جوينى وزير مملكت مكتوب ابن الطّقطقى را براى برادر خود عطا ملك ببغداد فرستاد و مكتوبى نيز خود بوى نوشت و اين دو بيت را در آن درج كرد « 3 » :
كم لى انبّه منك مقلة نائم * * يبدى سباتا كلّما نبّهته
فكأنّك الطّفل الصّغير بمهده * * يزداد نوما كلّما حرّكته
عطا ملك مصمّم گرديد كه ابن الطّقطقى را از ميان بردارد جماعتى را برآن داشت كه شبانه به روى حمله كرده او را بكشتند و خود بگريختند و به جائى كه با صاحب ديوان مواضعه نموده بودند پنهان شدند عطا ملك هم در ساعت بدان موضع رفته فرمان داد تا آن جماعت را گرفته بقتل رسانيدند و جميع املاك و اموال و ذخاير شريف ابن الطّقطقى را در تصرّف
هامش
( 1 ) تاريخ مختصر الدّول لأبى الفرج بن العبرى طبع بيروت ( ص 497 - 498 ) ، و اين تاريخ به زبان عربى است و مختصرى است از تاريخ سريانى سابق الذّكر كه خود ابو الفرج بنفسه تلخيص نموده است ،
( 2 ) رجوع كنيد بسابق ص يج - يد ،
( 3 ) در اصل نسخهء عمدة الطّالب آتى الذّكر كه اين فقرات راجع بابن الطّقطقى منقول از آنست گويا در اين موضع سقطى در عبارت هست اينست كه بطور يقين معلوم نيست كه اين دو بيت را ابن الطّقطقى باباقا نوشت يا شمس الدّين برادر عطا ملك بعطا ملك و ظاهر شقّ اخير است ،