دو سه سال بعد از اين واقعه روزى عطا ملك سواره عبور مىنمود ناگاه چند تن از ملاحده بر وى حمله كرده او را چندين زخم خنجر زدند ولى زخمها مهلك نبود و به زودى معالجه شد و ملاحده را فى الفور توقيف كرده قطعهقطعه نمودند « 1 » ،
روىهمرفته مدّت حكمرانى علاء الدّين عطا ملك در بغداد قريب بيست و چهار سال بوده است قريب شش سال در عهد هولاكو از سنهء 657 - 663 و قريب هفده سال در تمام مدّت سلطنت اباقا از سنهء 663 - 680 و قريب يكسال از اوايل سلطنت تكودار معروف بسلطان احمد از سنهء 680 - 681 ، و در ظرف اين مدّت چندينبار دشمنان وى درصدد سعايت و برانداختن او برآمدند ولى بواسطهء علوّ مرتبتى كه اين خانواده در دولت مغول دارا بودند مساعى سعاة غالبا بىثمر ماند ،
از جمله قرابوقا نامى كه از جانب مغول شحنهء بغداد بود با نايب خود اسحق ارمنى يكى از اعراب بدوى را فريفته بوى آموختند تا در همهجا بگويد كه علاء الدّين عطا ملك او را از باديه طلب كرده تا دليل راه وى باشد بشام و قصد آن دارد تا با اموال و اولاد و علايق خود بممالك شام مهاجرت نمايد ، و معلوم است كه در آن عهد عداوت و همچشمى بين پادشاهان مغول و سلاطين مصر و شام معروف بمماليك تا چه درجه اسباب سوءظنّ طرفين بوده و بالاترين تهمتى در ايران عبارت بود از اتّهام بمكاتبهء سلاطين مصر و شام و در مصر اتّهام بمكاتبهء با مغول ، بارى چون از اعرابى مطمئنّ شدند خانهء عطا ملك را محاصره كرده وى را گرفته با اعرابى باردوى اباقا خان بردند ، اعرابى در زير شكنجه و چوب اقرار كرد كه سخنان وى تهمت صرف و محرّك وى در اين عمل اسحق
هامش
( 1 ) تاريخ سريانى سابق الذّكر لابن العبرى بنقل كاترمر از او در « كنوز مشرقيّه » ص 226 ،