مرور فرصت به حكم آنك ع ، بادر فانّ الوقت سيف قاطع 36 ، از درد آن تشفّى جويد و هريك را از آن زمره مكافاتى واجب دارد ايلچى را بختاى روان كرد تا صاحب يلواج « 1 » را بياورد و قصد كرد تا امير جينقاى « 2 » را بگيرد ، و چون جينقاى « 3 » بحسّ عقل « 4 » تفرّس كرده بود كه انديشهء او نوعى ديگرست پيش از آنك تدبير دست ندهد روى در راه نهاد و سر خويش گرفت و بنزديك پسر اوكوتان « 5 » مسارعت نمود و بحمايت او تمسّك جست تا جان بسلامت بتك پاى ببرد ، و ايلچى يلواج « 6 » چون به دو رسيد باعزاز و اكرام و تمكين و احترام تلقّى او واجب داشت و هر روز بنوعى ديگر تكلّف و مراعات جانب ايشان مىكرد تا يك دو روز برين بگذشت و در خفيه استعداد سنّت فرار مىرفت از ترتيب چهارپاى و غير آن تا شب سيّم « 7 » كه بحقيقت روز دولت او بود ايلچيان را در خواب كرد و با سوارى چند بجانب كوتان روان شد و از دست ايشان امان يافت ،
فأبت الى فهم و لم اك آئبا * * و كم مثلها فارقتها و هى تصفر « 8 »
و چون هردو بزرگ به خدمت كوتان رسيدند و التجا به دو نمودند و جانب او را مأمن خود ساختند مشمول عاطفت او شدند توراكينا خاتون در استرداد ايشان ايلچى فرستاد جواب داد « 9 » كه بغاث الطّيور كه از مخالب باز بخاربنى پناهد از صولت او امان يابد ايشان نيز چون بما استيمان كردهاند و بدامن دولت ما تمسّك نموده بازفرستادن ايشان در آذين « 10 » همّت و مروّت محظور است و از شيوهء مكرمت و فتوّت « 11 » دور و نزد دور و نزديك
هامش
( 1 ) آ : يلواح ، ب : يلواج ؟ ؟ ؟ ، ه : بلواج ،
( 2 ) آ : حييقاى ؟ ؟ ؟ ، ب : حييقاء ؟ ؟ ؟ ، ج :
خيفا ؟ ؟ ؟ ، د : حقتاى ، ه : جقتاى ،
( 3 ) آ : حنفاى ؟ ؟ ؟ ، ب : حييقاء ؟ ؟ ؟ ، ج : حنفا ؟ ؟ ؟ ، د : جقتاى ، ه : حپنقاى ،
( 4 ) آ : بحسّ و عقل ، ب : بحسن عقل ، د : بعقل و حسن ة : به حكم عقل ،
( 5 ) د : اوركيان ، - كوتان از پسران اوكتاى قاآن و مادرش توراكينا خاتون بود ،
( 6 ) آ ب : يلواح ؟ ؟ ؟ ، ه : بلواج ،
( 7 ) د : چهارم ،
( 8 ) من ابيات لتأبّط شرّا ، شرح الحماسة طبع بولاق ج 1 ص 37 - 41 ،
( 9 ) آ :
دادند ،
( 10 ) آ : ادين ، ب : آدين ، ج د ه : آيين ،
( 11 ) آ ب ج د : مروّت ،