و ترك و تازيك نه معذور باشم درين نزديكى قوريلتاى خواهد بود تفحّص اجرام و آثام ايشان بحضور خويشان و امرا تقديم افتد و فراخور آن مالش بليغ يابند به چند نوبت ايلچى بازمىفرستاد و كوتان در همين شيوه عذر مىگفت ، و چون توراكينا خاتون را معلوم شد كه استرداد ايشان ممكن نيست و به هيچ نوع ايشان را باز نخواهد فرستاد امير عماد الملك محمّد ختنى « 1 » را كه از جملهء اركان حضرت قاآن بود بسبب « 2 » مطابقت و « 3 » مطاوعتى كه او را با ايشان « 3 » در ايّام گذشته بود « 4 » الزام مىكرد « 5 » تا بريشان تقريرى كند « 6 » و بوجهى تزويرى بندد « 6 » مگر بدان دستآويز خرسنگى در پاى ايشان اندازد كه در قوريلتاى بزرگ بدان بهانه ايشان را مؤاخذه كنند و چون وفا و كرم كه از لوازم و محاسن شيم بزرگانست و درين روزگار چون سيمرغ و كيميا ناموجود « 7 » بر ذات او غالب « 7 » [ بود ] بشين و عار وشايت و سعايت رضا نداد و ذات خود را حبس اختيار كرد تا حقّ تعالى او را سبب عقيدت پاك از آن ورطهء هايل و امثال آن خلاص داد و در حضرت « 8 » كيوك خان زيادت از آنچ در عهد پيشين بود متمكّن شد ، و چون امير مسعود بك اين احوال مشاهده نمود او نيز در ممالك خود صلاح اقامت نديد مسابقت و مبادرت به حضرت باتو واجب دانست ، و قرا اغول « 9 » و خواتين جغاتاى « 10 » نيز قوربغاى « 11 » ايلچى را در مصاحبت امير
هامش
( 1 ) آ : حتنى ،
( 2 ) ب بخطّى جديد افزوده : عدم ،
( 3 - 3 ) كذا فى ب بتصحيح جديد ، آ ج ه : مطاوعت او كه ايشان ، د : مطاوعت او كه ،
( 4 ) كذا فى ب بخطّ جديد ، آ ج د ه كلمهء « بود » را ندارد ،
( 5 ) كذا فى ب بتصحيح جديد ، آ ج د ه : مىكردند ،
( 6 ، 6 ) ه : كنند ، بندند ،
( 7 - 7 ) فقط در ب : بخطّى الحاقى ،
( 8 ) بياض در آ به قدر يكدو كلمه ،
( 9 ) قرا اغول همان قرا هولاكوى جامع التّواريخ است ( طبع بلوشه ص 173 ، 184 - 185 ) و اغول بمعنى « پسر » و « شاهزاده » است ، وى پسر ماتيكان بن جغتاى بن چنگيز خان است و ذكر وى مفصّلتر خواهد آمد انشاء اللّه در ورق 58 ، 62 ، - ج : قرا اوغل ، ه : قراغول ،
( 10 ) ه : جغتاى ، ج : جيغتاى ، د : جغتاى ، ب : جغتاى ،
( 11 ) آ :
قوربعاى ؟ ؟ ؟ ، ج : قوربغا ، ب : قورتغا ، د : قورتقاى ، ه : قوريقاى ،