تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ جهانگشاى جوينى ( فارسى ) ( ط دنياى كتاب ) — صفحة 184

مساهمون:

ص١٨٤
و يحك يا ايرى اما تستحى * * تفضحنى ما بين جلّاسى تخرج عن جيبى بلا حشمة * * و ترفع المنديل عن راسى « 1 »
دختر مىگويد كه مرا ذوقى از آن حاصل نشدست و از يكديگر جداايم پيله « 2 » را طلب فرمود و بحث آن حال كرد گفت در خدمت پادشاه اشتهارى يافته‌ام و كسى بر من تطاول ننموده اكنون اگر پاى درنهم نبايد قوّت ساقط شود و در خدمت پادشاه از پايهء خود انحطاط يابم فرمود كه غرض آنست تا از شما فرزندان حاصل شود بعد ازين ترا از ممارات و مبارات كشتى معاف داشتم او را خويشى بود محمّد شاه نام ايلچى بطلب او فرستادند تا چند كس از اهل اين صنعت بياورد چون برسيدند محمّد شاه با چند كس در ميدان مجارات رفت بر همه غالب شد فرمود كه با پيله « 3 » كشتى گيرى حالى زانو زد و گفت گيرم فرمود كه شما خويش يكديگريد و ميان شما اخوّتست شما با يكديگر خصمانه كشتى ميگيريد و چون روزى پنج برين بگذشت و « 4 » به نظر عنايت به دو مىنگريست او را بالش فرمود در آن ساعت از جائى هفتصد بالش دررسيد همچنان به دو دادند ،
تتيقّن الأموال حين تحلّ فى * * كفّيه ان ليست بدار مقام « 5 »
و آنچ بمشاهره و غير آن ايشان را فرمودى از جامها و پوستين و بالش خود مثل آب جارى « 6 » كه آن را بهيچ‌وجه انقطاع نيفتادى و بسيار آن بودى كه هريك را ازيشان فرمودى تا از انواع ملبوسات كه پيش اردو برهم انداخته بودندى چندانك توانستندى برگرفتندى ،
هامش
( 1 ) لأبى السّمط الرّسعنى اى المنسوب الى رأس عين ذكرهما الثّعالبى فى تتمّة اليتيمة ( نسخة باريس ورق 520 ) ، ( 2 ) آ ج : بيله ؟ ؟ ؟ ، ب د : فيله ، ه : پيره ؟ ؟ ؟ ، ( 3 ) آ ج : نيله ؟ ؟ ؟ ، ب : فيله ؟ ؟ ؟ ، د : فيله ؟ ؟ ؟ ، ه : پيره ؟ ؟ ؟ ، ( 4 ) د ه واو را ندارد ، ( 5 ) لأبى الحسن علىّ بن محمّد التّهامىّ الشّاعر المشهور و قبله :يقضى به حكم الجور فى امواله * * و قضى به حكم اللّه فى الأيتام( تتمّة اليتيمة نسخة باريس ورق 511 ) ، ( 6 ) ه افزوده : ود ؟ ؟ ؟ ،
تاريخ جهانگشاى جوينى ( فارسى ) ( ط دنياى كتاب ) — صفحة 184 | عطا ملك جوينى / محمد قزوينى