تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ جهانگشاى جوينى ( فارسى ) ( ط دنياى كتاب ) — صفحة 160

مساهمون:

ص١٦٠
دائما بساط نشاط گسترده بود ، و در مداومت مدام و منادمت پرىچهرگان زيبااندام طريق افراط سپرده ، و در نشر عطايا گوى از متقدّمان برده ، چون طبعا در بخشش و دهش مسرف بود آنچ از اقاصى و ادانى مملكت مىرسيد بىاثبات مستوفى و مشرف مىبخشيد ، و خطّ نسخ در مجموع حكايات ملوك گذشته چون به نسبت صادرات افعال او حشو مىنمود مىكشيد ، و بر بارز « 1 » روايات سلف كه سر بسر سهو بود ترقين مىنهاد ، و هيچ آفريدهء از حضرت او بىنصيب و بىبهره باز نگشت ، و هيچ سائل از زفان او لا و لم نشنيد ،
لا فى الجواب تقصّ اجنحة المنى * * و لأجل هذا تشبه المقراضا
اصحاب حوايج كه از اطراف مىرسيدند به زودى بىانتظار مقضىّ الأوطار مراجعت مىنمودند ، و منتجعان و سؤّال بىتأمّلى بأملى كه هريك را بودى بازمىگشتند ،
و صوت المعتفى احلى و اشهى * * على اذنيه من نغم السّماع 28
در باب جماعتى كه از بلاد بعيد و ياغى رسيدندى بقرار جماعتى كه از ديار نزديك و ايل بودى صلات و هبات مبذول فرمودى ، و هيچ‌كدام را از حضرت خويش مأيوس و مخذول بازنگردانيدى ، گاه‌گاه اركان دولت و درگاه بر اسراف او انكار نمودندى كه ازين انعام و اكرام بارى اگر گزير نيست ايثار آن هم بر بندگان و رعايا واجبست ، قاآن جواب دادى كه جماعت لائمان از زيور عقل و خرد عاطلند و سخن ايشان به دو نوع باطل ، اوّل آنك چون آوازهء سيرت و طريقت ما به جماعت ياغيان رسد هرآينه دل ايشان را بجانب ما ميلان حاصل آيد و الأنسان عبيد « 2 » الأحسان و بواسطهء آن رحمت زحمت مقابلت و مقاتلت از لشكر و رعيّت منقطع شود و مكابدت و مشقّت مندفع گردد ، و ديگر وجه روشن‌تر آنك چون معلومست كه جهان با كس وفا نكرد و عاقبت كار پشت جفا نمود بر مرد
هامش
( 1 ) كذا فى ب ه ( ؟ ) ، آ : و بارر ، ج : و بارز و آيات ، د جمله را ندارد ، ( 2 ) د : عبد ،