تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ جهانگشاى جوينى ( فارسى ) ( ط دنياى كتاب ) — صفحة 157

مساهمون:

ص١٥٧
بجنباند و بعدما كه راى « 1 » برين انديشه مستقرّ شد مونككا قاآن باز آنك « 2 » از راه سنّ در اوّل درجهء جوانى بود از روى عقل و وقار در مرتبت شيوخ روزگار و ديدگان كار بر حركت قاآن تذكّرى « 3 » كرد و گفت ما جملهء برادران و پسران فرمان نافذ را ممتثل ايستاده و كفايت مهمّات و دفع معضلات را چشم و گوش نهاده تا بهرچه اشارت بدان پيوندد روى آريم و قاآن بتماشا و عشرت و استيفاى مراد و لذّت اشتغال كند و از تعب اسفار و مكابدت اخطار نفس بزرگوار را استراحت دهد و الّا غرض از خويشان بسيار و لشكرهاى بىشمار چه تواند بود ع ، تأنّ فأوج الشّمس لا يتحرّك ، چون سخن پيرانه از زفان پادشاه‌زادهء يگانه بأسماع حاضران رسيد آن را دستور و مقتدى ساختند و هركس در آن شيوه فصلى بپرداختند تا راى قاآن نيز بر آن قرار گرفت و هركس از پادشاه‌زادگان و نوينان به طرفى نامزد گشتند و به اطراف شرق و غرب و جنوب و شمال نامزد شدند ، و چون اقوام قفچاق و كلار « 4 » هنوز سركوفتى تمام نيافته بودند و بقهر و استيصال ايشان التفات بيشتر بود از پادشاهان باتو « 5 » و منكو قاآن و كيوك بدان طرف معيّن شدند هريك با لشكرى بزرگ از ابناء تازيك و ترك و هريك بر آنك اوّل بهار آينده روان شوند با مخيّم خويش رفتند و استعداد سفر پيش گرفتند و بميعاد مقرّر در جنبش آمد قاآن از اتعاب ذات خود مستغنى شد و عمّال و كتبه بنواحى كه مسلّم بود نامزد شدند و شمشيرهاى كشيده با نيام شد و پاى ظلم و جور بسته و دست عدل و بذل گشاده گشت و به اطراف فرمان و ياسا نوشتند مشتمل بر آنك كسى ديگرى را تعرض نرساند و قوىّ بر ضعيف زيادتى نجويد غبار فتن و حوادث ساكن شد و خلايق ايمن گشتند و صيت او چون نسيم معطّر با « 6 » باد شمال در فضاى عالم منتشر شد و آوازهء داد و دهش او در آفاق
هامش
( 1 ) ب د : آراى ، ( 2 ) يعنى با آنكه ، ( 3 ) ب : انكار ، د : تنكّرى ، ( 4 ) كذا فى جميع النّسخ ، ( 5 ) آ : بايو ؟ ؟ ؟ ، ( 6 ) آ ب : با ؟ ؟ ؟ ،