تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ جهانگشاى جوينى ( فارسى ) ( ط دنياى كتاب ) — صفحة 158

مساهمون:

ص١٥٨
ساير گشت و چون نسر طاير آمد ،
بلد اقمت به و ذكرك سائر * * يشنا المقيل و يكره التّعريسا « 1 »
و بامثال احدوثهء جميل او اصحاب اطراف با رغبتى صادق رعيّتى او را اختيار كردند و سعادت وقت در متابعت و مطاوعت او دانستند و بدين موجب رسل با تحف به حضرت او روان كردند و از اقاصى بلاد بنام و آوازهء كه ذكر شاهان گذشته افسانه مىنمود اصناف خلايق به خدمت او تسابق و تسارع نمودند و برين جملت روزگار مىگذرانيد و باستمتاع از استماع اغانى و اجتماع با غوانى و مدامت شراب ارغوانى بهرهء تمام مىگرفت ،
ما العمر ما طال به الدّهور * * العمر ما عمّ به السّرور ايّام عزّى و نفاذ امرى * * هى الّتى احسبها من عمرى 26
تا باقى عمر برين جملت بود تا ناگاه در پنجم جمادى الآخرة سنه تسع و ثلثين و ستّماية هادم لذّات از كمين بيرون تاخت و مغافصة تير اجل از شست قضا بينداخت ،
اينست هميشه عادت چرخ كبود * * چون بىغميى ديد زوال آرد زود
مشرب زندگانى به خاك منيّت مكدّر گشت ،
بىخار اگر گلى ميسّر بودى * * هردم بجهان لذّت ديگر بودى اين كهنه‌سراى زندگانى ما را * * خوش بود اگر نه مرگ بر در بودى

ذكر صادرات افعال قاآن ،

چون دست صنع قدرت خاتم مملكت را در انگشت دولت او كرد چنانك تقرير رفتست لشكرها را به اطراف و كشورها نامزد كرد و اكثر اقاليم از مخالفان پاك گشت و آوازهء عدل و احسان او اسماع و آذان را گوشوار شد ، و ايادى و عوارف او در دستها و سواعد هريك چون سوار گشت ،
هامش
( 1 ) للمتنبّى ،
تاريخ جهانگشاى جوينى ( فارسى ) ( ط دنياى كتاب ) — صفحة 158 | عطا ملك جوينى / محمد قزوينى