تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ جهانگشاى جوينى ( فارسى ) ( ط دنياى كتاب ) — صفحة 146

مساهمون:

ص١٤٦
هوا پرخروش و زمين پر ز جوش * * خنك آنك دل شاد دارد بنوش
تمامت پادشاه‌زادگان و نوينان و امرا با چندان لشكر كه فضا بدان پر گشت و بيابان با فراخى تنگ شد
اذا خاض بحرا لم يبقّ صدوره * * لأعجازه فى البحر بغية شارب و ان رام برّا لم يدع سرعانه * * لساقته فى البرّ وقفة راكب
ابتدا سه شبانروز ايّام و ليالى متواتر و متوالى بحبور و سرور جشن و سور داشتند و شوايب غلّ و حسد از سراير و ضماير دور ،
و جنوا « 1 » زهرة التّصابى و ادنوا * * شجر الوصل يانع الثّمرات فى محلّ سقوا « 2 » به رغد العي * ش و عزّ « 3 » الهوى و طيب الحياة
و بعد از ايّام معدودات در كار ملك و وصيّت چنگز خان سخنها راندند و خطّها را كه پسران داده بودند مطالعهء آن مكرّر كردند تا خانيّت را بر اوكتاى مقرّر كنند ، آن مصلحت را پيش گرفتند و تمامت پسران باتّفاق نه مشوب بدى و « 4 » نفاق اوكتاى را گفتند از حكم چنگز خان بعون الهى بر دست پادشاهى پاى مىبايد نهاد تا تمامت گردنان بسر كمر انقياد و بندگى بر ميان جان بندند و چشم و گوش امتثال اشارت را بنهند اوكتاى فرمود هرچند حكم چنگز خان برين جملت نافذ شدست امّا برادر بزرگتر و اعمام هستند كه بالتزام اين كار از من سزاوارترند و از راه آذين « 5 » مغول از خانهء بزرگتر پسر اصغر قايم‌مقام پدر باشد و الغ نوين « 6 » پسر خردتر « 7 » اردوى بزرگست و روز و شب و گاه‌وبيگاه ملازم خدمت او بوده و ياسا و رسوم ديده و شنيده و دانسته باشد باوجود و حضور ايشان چگونه با خانى
هامش
( 1 ) ج : حلو ( كذا ) ، آ ب ج ه : جلوا ، ( 2 ) كذا فى جميع النّسخ ( ؟ ) ، سقوا ( ؟ ) ، شفوا ( ؟ ) ( 3 ) كذا فى خمس من النّسخ ( ؟ ) ، د : عر ، ( 4 ) كذا فى ب ، آ : نه مشوب ، ه : نه مشوب تعدّى و ، ج : بمشورت و ، د كلمات « نه مشوب بدى و نفاق » را ندارد ، ( 5 ) آ : ادين ؟ ؟ ؟ ، ت د : آدين ، ه : آيين ، ج : دين ، ( 6 ) لقب تولى خان است ، ( 7 ) آ د : بزرگتر ، و آن سهو واضح است ، جشن جلوس اوكتاى قاآن و زانو زدن شاهزادگان مغول در حضور او ( از روى يك نسخهء بسيار قديمى از جامع التّواريخ كه در كتابخانهء ملّى پاريس محفوظ است )