ترمد روان شد كشتكين « 1 » پهلوان پى « 2 » استطلاق « 3 » راى بجانب اهل سراى « 4 » كه مقيم مرو بودند مايل شد و خبر تشويش و تفرقه و خروج لشكر بيگانه بداد و بر عقب آن مثال سلطان موشّح بتوقيع و طغرا و محشّى بجبن و عجز برسيد مضمون و مقصود آنك متجنّده و سپاهيان و اصحاب اشغال بقلعهء مرغه « 5 » استيمان كنند و دهاقين و جمعى كه استطاعت تحويل و انتقال نداشته باشند مقام سازند و بهروقت كه لشكر تاتار برسد به خدمت استقبال تلقّى نمايند و بنفس و مال توقّى و شحنه قبول و فرمان ايشان را مثول نمايند ، و چون پادشاه كه بمثابت دلست در اعضا ضعيف شود جوارح را چگونه قوّتى بماند ازين سبب فشل بر احوال و هراس بر اناس غلبه كرد و تحيّر و تردّد بريشان استيلا گرفت بهاء الملك با جمعى انبوه از بزرگان و سپاهيان استعداد تمام بجاى آوردند و چون بقلعه رسيد صلاح در مقام قلعه نديد با جمعى عازم حصار تاق يازر « 6 » شد و ديگران هركس بر حسب هوى به جائى رفتند و قومى كه اجل عنانگير ايشان شده بود با مرو مراجعت كردند ، و قايممقام بهاء الملك يكى را از آحاد النّاس كه نقيب « 7 » بود بگذاشت و او ميل كرد تا ايل شود و شيخ الأسلام شمس الدّين حارثى با او در آن انديشه مساعد بود و قاضى و سيّد اجلّ متجانف و متباعد ، لشكر يمه و سبتاى را چون محقّق شد كه بمروجق رسيدند بأعلام ايلى و هوادارى رسولى فرستادند « 8 » و در اثناى آن حالت تركمانى كه قلاووز و دليل سلطان بود نام او بوقا از گوشهء بيرون تاخت و جمعى از تراكمه با او
هامش
( 1 ) آ ب : كشتكين ؟ ؟ ؟ ، د : كستكن ، ج ه : كشكين ،
( 2 ) كذا فى ه ، ب : بى ، ج : كى ، آ : كه ،
( 3 ) كذا فى جميع النّسخ و لعلّ الصّواب : استطلاع ،
( 4 ) كذا فى جميع النّسخ ( ؟ ) ،
( 5 ) كذا فى ب د ، آ : مرعه ، ج : مراغه ، ه : ضرعه ،
( 6 ) آ : باق ؟ ؟ ؟
يازر ، ب : تاق بارز ، ج : ياق بارز ، د : باق بازر ، ه : تاق بارز ، - ياق بتركى بمعنى قلعه و حصار است ( قاموس پاوه دوكورتى ) ،
( 7 ) كذا فى ه ، رجوع كنيد بص 121 ، - آ : نقب ؟ ؟ ؟ ، ج : نصب ، د : بعت ؟ ؟ ؟ ، ب بخطّ الحاقى : كه حالتى نداشت ،
( 8 ) يعنى نقيب و شيخ الأسلام حارثى رسولى فرستادند ،