تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ جهانگشاى جوينى ( فارسى ) ( ط دنياى كتاب ) — صفحة 117

مساهمون:

ص١١٧

ذكر استخلاص تولى خراسان را بر سبيل اجمال ،

سلطان محمّد چون از خراسان بگذشت يمه و سبتاى در طلب بر عقب او بتعجيل تمام چون آتش برفتند و بحقيقت تندباد بودند و از خراسان اكثر نواحى بر ممرّ لشكر ايشان افتاد و كم ناحيتى ماند كه فوجى ازيشان نگذشت و چندانك مىرفتند آنچ بر گذر مىافتاد از ولايت ايلچى مىفرستادند و از وصول چنگز خان اعلام مىكرد و از اقدام بر جنگ و عناد و ابا از قبول انقياد تحذير مىنمود و تخويف و تشديد مىكرد و هركجا ايلى قبول مىكردند شحنه با التمغا بنشان مىدادند و مىرفت و هركجا كه امتناع مىنمودند آنچ سهل مأخذ و آسان‌زخم « 1 » بود رحم نمىكردند مىگرفتند و مىكشت چون ايشان فروگذشتند مردم بتحصين قلاع و حصار و استعداد علوفه و ادّخار مشغول شدند و چون باز روزى چند تراخى افتاد و از لشكر مغول آوازه ساكن‌تر شد پنداشتند كه آن جماعت مگر سيلابى بودند كه فرو گذشت يا دوله بادى « 2 » كه از روى خاك غبارى برانگيخت يا آتش برقى كه ابراقى « 3 » كرد و پنهان شد چون چنگز خان از اب بگذشت و بخويشتن متوجّه سلطان شد پسر خويش الغ نوين « 4 » را كه در سياست تيغ آبدار و آتش‌فعل بود كه باد او بهركس كه رسيد خاكسار شد و در فروسيّت برقى كه از ميان حجاب سحاب بجست « 5 » بر هركجا افتد چون خاكستر كند و اثر و نشان نگذارد و زمان مكث و لبث نخواهد نامزد كرد تا ببلاد خراسان رود و از همه لشكرها كه ملازم بود از تمامت پسران به نسبت شمار تحصيص كرد و از ده يك نفر نامزد تا در خدمت او بروند مردانى كه اگر هيچ‌گونه باد هيجا در هيجان آيد آتش در نهاد ايشان
هامش
( 1 ) كذا فى ج د ، آ ب : آسان رحم ، ه : آسان زحم ، ( 2 ) ج : تندبادى ، ( 3 ) آ : براقى ، ج : ترقى ، ( 4 ) ب مىافزايد : تولى خان ، - الغ نويين لقب تولى خان پسر چهارم چنگيز خان است ( جامع التّواريخ طبع برزين ج 3 ص 111 ) ، ( 5 ) ج : بجهد ،