ذكر عبور چنگز خان بر معبر ترمد و استخلاص بلخ ،
بلخ از كثرت غلال و انواع ارتفاع از بقاع ديگر مرتفعتر بود و اعراص « 1 » آن را از بلاد ديگر متّسع « 2 » بيشتر و در قرون پيشين بلخ در بلاد شرقى بمثابت مكّه بودست در طرف غربى و فردوسى مىگويد
ببلخ گزين شد بدان نوبهار * * كه يزدانپرستان بدان روزگار
مرآن جاى را داشتندى چنان * * چو مر مكّه را اين زمان تازيان
چنگز خان از معبر عبور كرد و متوجّه بلخ شد مقدّمان پيشآمدند و اظهار ايلى و بندگى كردند و انواع ترغو « 3 » و پيشكش پيش كشيدند و بعد از آن بعلّت آنك شمار مىبايد كرد فرمان شد تا هر خلق كه در بلخ بود تمامت را بصحرا آوردند و شمار كردند و بعد از آن سبب آنك هنوز سلطان جلال الدّين در نواحى شور و آشوبى مىانداخت و اسب در ميدان عناد و لجاج مىتاخت بر ايلى ايشان اعتماد نمىنمودند خاصّه نواحى خراسان را بلك چون درياى فناى بلاد و عباد در موج بود و طوفان بلا به آخر نرسيده بود دفع آن را هيچ حيلت در امكان نمىآمد و چون اجل پاىگير شده بود ايلى دستگير نمىشد و نه بانقياد و اذلال پشت بازمىتوانست نهاد و
هامش
سيزده ماه باشد و اتّفاقا اين سال موغاى ئيل سال كبيسهء ايشان و سيزده ماه است يعنى شروع مىشود از اوّل ذى الحجّة سنهء 617 و منتهى مىشود باوّل محرّم سنهء 619 ( رجوع كنيد بزيج ايلخانى للأستاذ نصير الدّين الطّوسى نسخهء كتابخانهء ملّى پاريس ورق 12 ) لهذا در سال موغاى ئيل دو سال قمرى يعنى 617 و 618 واقع شده است و پائيز سال موغاى ئيل مطابق است با شهور شعبان و رمضان و شوّال از سنهء 618 ، و خواجه نصير الدّين طوسى در زيج ايلخانى از سنهء 599 كه سال جلوس چنگز خان است تا صد سال بعد را جدولى براى تطبيق سنين و شهور عربى با مغولى وضع كرده كه در نهايت اهمّيّت و قيمت است ( نسخهء كتابخانهء ملّى پاريس ورق 11 - 13 ) ،
( 1 ) آ ج : اعراض ، ب د : عراض ،
( 2 ) آ : مسبع ؟ ؟ ؟ ، ج : مشبعتر ،
( 3 ) كذا فى د ، آ : ترعو ، ب ج ه : تزغو ،