جدا كردند و آنچ كودكان و زنان جوان بود برده كرد و باسيرى برد و باقى مردان را بر لشكر قسمت كردند هريك مرد قتال را بيست و چهار نفس مقتول رسيد قال اللّه تعالى
فَجَعَلْناهُمْ أَحادِيثَ وَ مَزَّقْناهُمْ كُلَّ مُمَزَّقٍ إِنَّ فِي ذلِكَ لَآياتٍ لِكُلِّ صَبَّارٍ شَكُورٍ
و لشكر بنهب و تاراج مشغول شدند و بقاياى بيوت و محلّات را ويران كرد خوارزم كه مركز رجال رزم و مجمع نساء بزم بود ايّام سر بر آستانهء آن نهاده و هماى دولت آن را آشيانه ساخته مأواى ابن آوى گشت و نشيمن بوم و زغن شد دور از خوشى دور شد و قصور بر خرابى مقصور گشت جنان چنان پژمرده كه پنداشتى آيت و بدّلناهم بجنّتيهم جنّتين در شأن آن منزل بود ايوان « 1 » بر بساتين و متنزّهات « 2 » قلم كلّ ما هو آت آت اين ابيات اثبات كرده
ربّ ركب قد اناخوا حولنا * * يمزجون الخمر بالماء الزّلال
ثمّ اضحوا عصف الدّهر بهم * * و كذاك الدّهر حال بعد حال 17
فى الجمله چون از رزم خوارزم فارغ شدند از سبى و نهب و فتك و سفك بپرداختند آنچ محترفه بودند قسمت كردند و ببلاد شرقى فرستادند و اكنون مواضع بسيارست در آن حدود كه از اهالى آن معمور شدست و بسواد آن موفور گشته و پادشاهزادگان جغتاى و اوكتاى بازگشتند بر راه كاسف « 3 » آن را بيك دو روز بخوارزم ملحق كردند و در كوشش و كشش با آن حذو النّعل بالنّعل كثرت شمار كشتگان چندان شنيدهام كه مصدّق نداشتهام و بدان سبب ننوشته ، اللّهم عافنا من كلّ بلاء الدّنيا و عذاب الآخرة ،
ذكر حركت چنگز خان بجانب نخشب و ترمد ،
چون سمرقند مستخلص شد و پسران جغتاى و اوكتاى را بخوارزم روان
هامش
( 1 ) كذا فى جميع النّسخ ( ؟ ) ،
( 2 ) آ مىافزايد : و ،
( 3 ) كذا فى آ ج د ، ب ه : كاشف ،