تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ جهانگشاى جوينى ( فارسى ) ( ط دنياى كتاب ) — صفحة 91

مساهمون:

ص٩١
ارض حصاها جوهر و ترابها * * مسك و ماء المدّ فيها قرقف 15
سلطان چون از معركه بازگشت ماسكهء سكون از دست شده و جاذبهء قرار با فرار بدل گشته حيرت و زيغ « 1 » درنهاد او قرار گرفته جهت محافظت بر بلاد و امصار اكثر قوّاد و انصار تحصيص كرد و از آنجملت سمرقند را به صد و ده هزار مرد تخصيص فرمود شست هزار تركان بودند با خانانى كه وجوه اعيان سلطان بودند كه اسفنديار روئين‌تن اگر زخم تير و گزارد سنان ايشان ديدى جز عجز و امان حيلهء ديگر ندانستى و پنجاه هزار تازيك از مفردانى كه هريك فى نفسه رستم وقت و بر سرآمدهء لشكرها بودند و بيست عدد پيل تمام هيكل ديو شكل
يقلّبن اساطين * * و يلعبن بثعبان عليهنّ تجافيف * * يشهّرن بألوان « 2 »
تا اسبان و پيادگان شاه را بر رقعهء حرب فرزين بند باشد و بصدمات و صولات رخ نگردانند و غلبهء خلايق شهر خود چندانك حصر آن بيرون از بيان بود و بازين همه « 3 » دز را استحكام تمام كرده و چند فصيل بر مدار آن كشيده و ديوار تا ثريّا افراشته و خندق را از حدّ ثرى بگذرانيده و به آب رسانيده ، چنگز خان چون باترار رسيد و آوازهء استحكام حصار و قلعه و غلبهء لشكر سمرقند در آفاق و اقطار منتشر بود و همه‌كس بر آنك سالها بايد تا شهر مستخلص شود تا بدز چه رسد التزام طريقهء احتياط را صلاح در آن ديد كه حوالى آن را پاك كنند « 4 » بعد از آن روى بدان آرد ابتدا
هامش
( 1 ) آ : ربع ، ب : روع ، ج ه : رعب ، د ندارد ، ( 2 ) من قصيدة لبديع الزّمان الهمذانى فى مدح السّلطان محمود الغزنوىّ و قبل البيتينايا والى بغداد * * و يا صاحب غمدان تأمّل مأتى فيل * * على سبعة اركانو القصيدة بعضها مذكورة فى تاريخ اليمينى و بعضها فى يتيمة الدّهر للثّعالبى ، ( 3 ) يعنى با اين همه ، ب : باز اين ، ج د : با اين ، ( 4 ) د : كند ،