تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ جهانگشاى جوينى ( فارسى ) ( ط دنياى كتاب ) — صفحة 89

مساهمون:

ص٨٩
و خواصّ تفرقه كرد و خواهر او چون تصرّف او در فروج و اموال بديد بيكسو شد و گفت كار او « 1 » بواسطهء من بود خلل گرفت و امرا و صدور كه آيت فرار برخوانده بودند در كرمينيه « 2 » جمع شدند و مغولان را كه در آن حدود بودند جمع كردند و آنچ ميسّر شد از جوانب ترتيب ساختند و روى به شهر نهادند و او نيز ساختهء كارزار شد با مردان بازار با پيراهن و ازار « 3 » پيش لشكر بازرفت و از جانبين صف كشيدند و تارابى با محبوبى در صف ايستاده بىسلاح و جوشن و چون در ميان قوم شايع شده بود كه هركس در روى وى دست بخلاف بجنباند خشك شود آن لشكر نيز دست بشمشير و تير آهسته‌تر مىيازيدند يكى از آن جماعت تيرى غرق كرد اتّفاق را بر مقتل او آمد و ديگرى تيرى نيز بر محبوبى زد و كس را ازين حالت خبر نه‌نه قوم او را و نه ديگر خصمان را در تضاعيف آن بادى سخت برخاست و خاك چنان انگيخته شد كه يكديگر را نمىديدند لشكر خصمان پنداشتند كه كرامات تارابى است همه دست بازكشيدند و روى بانهزام بازپس نهادند و لشكر تارابى روى بر پشت ايشان آوردند و اهالى رساتيق از ديههاى خويش بابيل و تبر روى بديشان نهادند و هركس را از آن جماعت كه مىيافتند خاصّه عمّال و متصرّفان را مىگرفتند و بتبر سر نرم مىكردند و تا بكرمينيه « 4 » برفتند و قرب ده هزار مرد كشته شد چون تابعان تارابى بازگشتند او را نيافتند گفتند خواجه غيبت كرده است تا ظهور او دو برادر او محمّد و على قايم‌مقام او باشند ، برقرار تارابى اين دو جاهل نيز در كار شدند و عوامّ و اوباش متابع ايشان بودند و يكبارگى مطلق العنان دست بغارت و تاراج بردند بعد از يك هفته ايلدز « 5 » نوين و چكين « 6 » قورچى با لشكرى بسيار از مغولان در
هامش
( 1 ) ب ج د ه مىافزايد : كه ، ( 2 ) ب ج : كرمينه ، آ د : كرمينه ، ه : كرمسه ، ( 3 ) آ : ايرار ، ج : ايزار ، ( 4 ) آ ب ج د : كرمينه ، ه : كرمسه ، ( 5 ) ج د : ايلدر ، ( 6 ) كذا فى ه ، آ : جكين ؟ ؟ ؟ ، ب : جنكين ؟ ؟ ؟ ، ج : جكين ، د : جنكن ،