البيضاوى صاحب تفسير معروف ( تفسير بيضاوى ) و در سنهء 674 تأليف شده « 1 » ، و كتاب مجمع الأنساب لمحمّد بن علىّ بن محمّد بن حسين بن ابى بكر الشّبانكارهء كه در سلطنت ابو سعيد در سنهء 733 تأليف شده است « 2 » و غيرها و غيرها ،
شكّ نيست كه مهمّترين اين كتب على الأطلاق سه كتاب اوّل يعنى جهانگشاى و جامع التّواريخ و وصّاف است ، و تاريخ جهانگشاى بر آندوى ديگر زمانا ( و شايد رتبة ) سمت تقدّم دارد و براى اطّلاع از تاريخ مغول بخصوص شعبهء از مغول كه در ايران سلطنت نمودند از قلم مؤلّفين معاصر ايشان اجماعا بهتر و معتبرتر از اين سه كتاب تأليف نشده است ، امّا جهانگشاى مؤلّف آن علاء الدّين عطا ملك جوينى بواسطهء مقامى عالى و منصبى رفيع كه در دولت مغول داشته است ( قريب 15 سال دبير مخصوص امير ارغون آقا حاكم كلّ بلاد ايران و گرجستان و آسياى صغير و غيرها از جانب مغول بود و پس از ورود هولاكو بايران از خواصّ دبيران هولاكو گرديد و پس از آن از جانب هولاكو و پسرانش ابقا و تكودار معروف باحمد قريب بيست و چهار سال حاكم بغداد و كلّيّهء عراق عرب بود ) خود بشخصه در غالب وقايع مندرجه در اين كتاب حاضر و شاهد عينى بوده است چنان كه تفصيل آن بيايد ان شاء اللّه ، امّا جامع التّواريخ مؤلّف آن رشيد الدّين فضل اللّه بن ابى الخير بن عالى همدانى ابتدا طبيب اباقا و پس از آن قريب بيست سال وزير غازان و برادرش اولجايتو بوده است و در اين مدّت جميع حلّ و عقد امور ممالك مغول در يد تصرّف او بود و جامع التّواريخ را به حكم غازان شروع در تأليف نمود و بفرمان اولجايتو باتمام رسانيد و جميع معلومات و اطّلاعاتى كه در اين كتاب نفيس
هامش
( 1 ) ايضا ص 824 ،
( 2 ) ايضا ص 83 - 84 ، مصنّف اين كتاب را به تفصيلى كه در ديباچهء آن مسطور است دو مرتبه تحرير نموده است و تاريخ متن تاريخ تحرير اوّل آن است ،