تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ جهانگشاى جوينى ( فارسى ) ( ط دنياى كتاب ) — صفحة 39

مساهمون:

ص٣٩
بجان خلاص يابد او را بحرب مىفرستند و ميگويند اگر او كشتنى باشد در حرب خود كشته شود يا بنزديك ياغيان برسالت مىفرستند كه اعتماد كلّى ندارند در بازگردانيدن آن جماعت رسول را و يا مواضع گرم كه هواى آن عفن باشد بلابيتكچى را نيز سبب حرارت هواى مصر و شام برسالت آنجا فرستادند ، و چون ساقون « 1 » درين تدابير و مشورت زيادت خوضى نداشته است و تعلّق او به حضرت با تو بود او نيز به صد و ده چوب استوار بر محلّ ازار خلاص يافت ، و تكمش « 2 » را كه بر افتعال ايشان دلالت كرده بود سيورغاميشى و عاطفت فرمود و حقّ تعالى او را شرف اسلام روزى كرد ، و بعدما كه گرد فتنهء مخالفان نشسته شد اوكنج « 3 » برخاست و به حضرت « 4 » رفت جاى برادرش به دو فرمود و ايدىقوت نام نهاد و اين حالات در شهور سنهء خمسين و ستّمايه « 5 » واقع بود ،

ذكر نسب ايدىقوت و بلاد ايغور بر موجب زعم ايشان ،

چون احوال ايشان ثبت شد شمّهء از آنچ در كتابهاى ايشان مسطورست از معتقد و مذهب ايشان اعجاب را نه تصديق و اقرار را نوشته شد ، در زعم ايغور آنست كه ابتداء توالد و تناسب ايغور در كنار رودخانهء ارقون « 6 » بودست كه منبع آن از كوهى است كه آن را قراقورم « 7 » خوانند و شهرى كه درين عهد قاآن بنا فرمودست هم بدان كوه بازمىخوانند و سى رودخانه آب از آن منصبّ است در هررودخانهء قومى ديگر بودند و در ارقون ايغور دو گروه بودند چون گروه ايشان انبوه گشت بقرار اقوام
هامش
( 1 ) رجوع كنيد بص 34 ، ( 2 ) آ : ؟ بكمش ؟ ؟ ؟ ، ب : بكمش ؟ ؟ ؟ ، ج : بكمش ، د ه : بكميش ، ( 3 ) كذا فى ج د : از انج ، ب ه : از آنجا ، ( 4 ) يعنى به خدمت منكو قاآن در قراقورم ، ( 5 ) ب : سنهء 605 ، ( 6 ) ه : ارغون ، ( 7 ) ب : قراقروم ، ج : قوراقورم ، ه : قراقوروم ، ( فى كلّ المواضع ) ،