تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ جهانگشاى جوينى ( فارسى ) ( ط دنياى كتاب ) — صفحة 32

مساهمون:

ص٣٢
متّصل و مجاور او بود و بحقيقت آن موضع واسطهء مملكت ايشانست بر مثال مركز و دايره ، آنچ ذكر رفت شمّه‌ايست و اولاد و احفاد چنگز خان ده هزار زيادت باشند كه هركس را مقام و يورت و لشكر و عدّت جداجداست نه ضبط آن ميسّر باشد و نه كتابت آن ممكن و غرض از تقرير اين موافقت ايشانست بر خلاف آنچ از ملوك ديگر روايت است كه برادر قصد برادر كند و پسر دفع پدر انديشد تا لاجرم مقهور و مغلوب گشتند و دولت هريك ازيشان منكوب و منكوس شد قال اللّه تعالى
وَ لا تَنازَعُوا فَتَفْشَلُوا وَ تَذْهَبَ رِيحُكُمْ
و بموافقت و معاضدت خانان كه از اولاد چنگز خان نشستند بر همه عالم چگونه غالب شدند و دشمنانرا بچه شيوه نيست كردند و مقصود از اثبات حكايات و تاريخ آنست تا مرد عاقل بى معانات تجارب مجرّب شود و بمطالعهء امثال اين مقالات مهذّب گردد ،

ذكر استخلاص بلاد ايغور و انقياد ايدى قوت ،

اتراك ايغور امير خود را ايدىقوت « 1 » خوانند و معنى آن خداوند دولت باشد و در آن وقت ايدىقوت بارجوق « 2 » بود در آن بهار كه قراختاى بر بلاد ماوراء النّهر و تركستان غالب شد او نيز در ربقهء طاعت و قبول اداء مال آمد و او را شحنهء فرستاد نام او شاوكم « 3 » بود و چون شاوكم « 3 » مستقرّ شد دست بظلم و عدوى و استهزا و خرق پردهء حرمت با ايدىقوت و امراى او پيش گرفت تا اميران و رعيّت ازو متنفّر شدند چون چنگز خان بر بلاد ختاى مستولى گشت و آوازهء غلبه و صيت او شايع شد ايدىقوت بفرمود تا در ديهى كه آن را قرا « 4 » خواجه گويند شاوكم را در خانهء پيچيدند و خانه برو انباشت و باعلام ياغى شدن
هامش
( 1 ) د ه و : ايدى قت ( در اغلب مواضع ) ، ( 2 ) ب ه : يارجوق ، ج ندارد ، جامع التواريخ طبع برزين ج 1 ص 163 : باورچق ، ( 3 ) ج : شاؤكم ، جامع التّواريخ ايضا ج 3 ص 15 : شوكم ، ج 1 ص 163 : شادكم ، ( 4 ) د كلمهء « قرا » را ندارد ،