تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ جهانگشاى جوينى ( فارسى ) ( ط دنياى كتاب ) — صفحة 31

مساهمون:

ص٣١
باشد امّا از روى حقيقت همه اولاد و احفاد و اعمام در مال و ملك مشترك‌اند و دليل آنك پادشاه جهان منكو قاآن « 1 » در قوريلتاى دوّم تمامت ممالك را تحصيص فرمود و همه انساب را از بنين و بنات و اخوان و اخوات را بخش داد ، و چون در عهد دولت چنگز خان عرصهء مملكت فسيح شد هركس را موضع اقامت ايشان كه يورت گويند تعيين كرد اوتكين نويان را « 2 » كه برادر او بود و جماعت ديگر را از احفاد در حدود ختاى « 3 » نامزد كرد ، و پسر بزرگتر توشى را از حدود قياليغ « 4 » و خوارزم تا اقصاى سقسين و بلغار و از آن جانب تا آنجا كه سمّ اسب تاتار رسيدست به دو داد ، و جغتاى را از حدود بلاد ايغور تا سمرقند و بخارا و مقام او در قناس « 5 » بود در جوار الماليغ « 6 » ، و تختگاه اوكتاى كه ولىّ عهد بود يورت او در عهد پدر در حدود ايميل « 7 » و قوناق « 8 » بود چون بر تخت خانى نشست بموضع اصلى كه ميان ختاى و بلاد ايغورست تحويل كرد و آن جايگاه بپسر خود كيوك داد و ذكر منازل على حدة مثبت است و تولى نيز
هامش
( 1 ) آ مىافزايد : چون ، ( 2 ) در جامع التّواريخ طبع برزين ج 2 ص 97 در ضمن تعداد اولاد يسوكاى بهادر پدر چنگز خان گويد « پسر چهارم : تموكه اوتجكين ، تموكه نام است و اوتجكين يعنى خداوند آتش و يورت ، و پسر كوچكين را اوتجكين گويند و او را اوتجى نويان اسم علم گشته . . . و ولايت و يورت او در شرقى شمالى بوده با قاضى مغولستان چنان كه از آنجانب هيچ قومى ديگر از مغول نبوده‌اند » - آ : ؟ اويكين بوباق ؟ ؟ ؟ ، ب : اتكين نويان ، ج : اوتكين بوقان ؟ ؟ ؟ ، ( 3 ) د : خطا ، آ : جند ، ( 4 ) ب : قنالق ، ج : قاليق ، د قالق ، ه و : قيالق ، آ : قياليع ؟ ؟ ؟ ، - قياليغ شهرى بوده در تركستان شرقى در حدود كاشغر و ختن ( ؟ ) و در تصرّف ملوك ترك مسلم معروف بخانيّه بوده است ، ( 5 ) رجوع كنيد بص 21 ، حاشيهء 3 ، - آ : قباس ؟ ؟ ؟ ، ب و : قياس ، ج : فناس ، د : قاس ؟ ؟ ؟ ، ه : قياشق ، ( 6 ) الماليغ شهرى بوده واقع در حوالى شهر كولجهء حاليّه بر روى رود ايلى كه در بحيرهء بالكاش ميريزد واقع در ايالت تين چان پلو در چين غربى ، براى تفصيل تمامتر رجوع كنيد بحواشى مسيو بلوشه بر جامع التّواريخ ص 410 - 411 ، ( 7 ) ايميل رودى است در غربى مغولستان در ايالت سميريه چنسك در سيبرى روسيّه و در بجيرهء الاكول ميريزد و اكنون نيز آن را اميل و يميل خوانند ، رجوع كنيد بحواشى مسيو بلوشه بر جامع التّواريخ ص 415 ، 417 ، - ب د ه : ايمل ، و : اتمل ، آ : ايميل ؟ ؟ ؟ ، ( 8 ) آ : قوباق ، ج : قوقاق ، ه و : قوياق ،