تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ جهانگشاى جوينى ( فارسى ) ( ط دنياى كتاب ) — صفحة 35

مساهمون:

ص٣٥
شدند و اتّفاق كردند كه روز جمعه در رقعهء « 1 » مسجد آدينه وقت آنك آذين نماز بسته باشند از مكامن گشاده شوند و روى حياة ايشان را سياه كنند و سپاه اسلام را پريشان گردانند ،
فهم يطفئون المجد و اللّه موقد * * و هم ينقصون الفضل و اللّه واهب
براى اتمام اين مصلحت و تقديم اين نيّت بعلّت آنك ايدىقوت به خدمت غايمش « 2 » و خواجه و ناقو « 3 » مىرود خيمه بصحرا زد و افواج ايغور مجتمع شدند غلامى تكميش « 4 » نام از جملهء بيلكافتى « 5 » شبى استراق سمع مىكردست و تدبير و مكر ايشان مىشنوده و آن را مستور مىداشته تا بعد از هفتهء در بازار با يكى از مسلمانان خصومت مىكند و مىگويد هرچ مىتوانى بتقديم رسان كه مدّت عمر شما با سه روز افتادست و در آن وقت امير سيف الدّين كه از اركان حضرت ركنىوثيق بود و محلّى محتشم و رتبتى مقدّم داشت در بيش باليغ بود مسلمانان از اين سخن او را اعلام كردند تكمش « 6 » را بخواند و تفتيش رمزى كه در اثناى خصومت گفته بود بجاى آورد تكمش « 6 » نيز صورت حال و انديشه و افتعال جماعت مخالفان تقرير داد و در آن دو روز آوازهء جلوس پادشاه عالم « 7 » رسيده بود و تغيير احوال مخالفان روشن شده و ايدىقوت از راه اضطرار ترك آن انديشه كرد و متوجّه حضرت شد امير سيف الدّين باسترداد ايدىقوت از راه رسولى فرستاد او با آن جماعت چون بازگشتند و بنزديك امير سيف الدّين رسيد تكمش « 8 » را مواجهه و مقابله كردند از گفتهء خود رجوع ننمود و نشان وقت و ساعت و مكان و اخوان هنگام كنگاج تقرير كرد دهشت و حيرت بريشان غالب
هامش
( 1 ) كذا فى اغلب النّسخ ( ؟ ) ، ب : رفقه ، ( 2 ) آ : غايمس ، ب : عالمس ، د : غانمش ، ه : غالمش ، - مقصود اغول غايمش زوجهء كيوك خان و مادر دو پسر او خواجه و ناقوست ، ( 3 ) ب : باعو ؟ ؟ ؟ ، ج ه : ياغو ، د : باقو ، ( 4 ) ب ج : تكمش ، آ : تكمس ؟ ؟ ؟ ، ( 5 ) آ ب : بيلكافتى ؟ ؟ ؟ ، ج : سلكافى ؟ ؟ ؟ ، د : بيلكاقى ؟ ؟ ؟ ، ه : سلكانى ، ( 6 ) آ : نكمس ؟ ؟ ؟ ، د : غلام تكميش ، ه : بكميش ، ( 7 ) يعنى منكو قاآن بن تولى بن چنگز خان ، ( 8 ) د : تكميش ، ه : بكميش ،
تاريخ جهانگشاى جوينى ( فارسى ) ( ط دنياى كتاب ) — صفحة 35 | عطا ملك جوينى / محمد قزوينى