تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ جهانگشاى جوينى ( فارسى ) ( ط دنياى كتاب ) — صفحة 29

مساهمون:

ص٢٩
او گفتى از آن عدول نكردى تا كار او نيز قوىّ گشت و حشم بسيار برو جمع آمدند و در دماغ او سوداى ملك پديد آمد روزى در ميان جشنى با يك پسر از پسران « 1 » مقالتى كرد هم در مجلس او را چنان بر زمين انداخت كه باز برنخاست ، فى الجمله چون آن حدود از طغاة پاك شد و تمامت قبايل لشكر او شدند ايلچيان بختاى روان كرد و بعد از آن بخويشتن نيز برفت و پادشاه ختاى التون « 2 » خان را بكشت و ختاى را مستخلص گردانيد و بتدريج ممالك ديگر نيز بگرفت چنانك ذكر هريك على حدة آيد ،

ذكر ابناء چنگز خان ،

چنگز خان را از خواتين و سرارى فرزندان ذكورا و اناثا بسيار بودند و خاتون بزرگتر يسونجين بيكى « 3 » بود و در رسم مغول اعتبار فرزندان يك پدرى به نسبت مادران باشد مادر هر كدام بزرگتر به نسبت آن فرزند را مزيّت و رجحان باشد و ازين خاتون چهار پسر بود كه بصدد عظايم امور و جلابل كارهاى باخطر گشته بودند و تخت مملكت را بمثابت چهارپايه و ايوان خانى را بمحلّ چار ركن بودند چنگز خان هر يكى ازيشان را بامرى مخصوص اختيار كرده بود ، بزرگتر توشى در كار صيد و طرد كه نزديك ايشان كارى شگرف و پسنديده است ، و جغتاى را كه ازو فروتر بود در تنفيذ ياسا و سياست و التزام آن و مؤاخذت و عقاب بر ترك آن گزيده ، و اوكتاى را بعقل و راى و تدبير ملك اختيار كرده ، و تولى را به ترتيب و توليت جيوش و تجهيز جنود ترجيح نهاده ، چون از كار اونك خان فارغ
هامش
( 1 ) ب د ه و مىافزايد : چنگز خان ، ( 2 ) ب : آلتان ، ( 3 ) اسم اين زن در جامع التّواريخ ( طبع برزين ج 2 ص 124 ) بورته فوجين است و مسيو بلوشه گويد يسونجين بمغولى بمعنى زن جميله و حسناء است و ظاهرا يسونجين لقب او بوده است و بورته فوجين نام او ، انتهى - آ : يسونجين ؟ ؟ ؟ ج : يسونجين ، ؟ ؟ ؟ د : بسونجين ، ه و : مسونجين ،
تاريخ جهانگشاى جوينى ( فارسى ) ( ط دنياى كتاب ) — صفحة 29 | عطا ملك جوينى / محمد قزوينى