تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ جهانگشاى جوينى ( فارسى ) ( ط دنياى كتاب ) — صفحة 11

مساهمون:

ص١١
و فايدهء دنياوى آنست كه هركس امثال قوّت و شوكت لشكر مغول با موافقت قضا و قدر بهرچ روى بدان مىآرند ازين مقامات و روايات كه از شايبهء لاف و ريبت كذب مبرّاست و چه جاى بهتان است كه اين حكايات از آن واضح‌تر و لايح‌ترست كه هيچ آفريده را در آن اشتباهى آيد
همانا كه تا رستخيز اين سخن * * ميان بزرگان نگردد كهن
معلوم كنند فرمان ربّانى را كه
وَ لا تُلْقُوا بِأَيْدِيكُمْ إِلَى التَّهْلُكَةِ
امام و مقتدى سازند و چون ياسا و آئين مغول آنست كه هركس ايل و مطيع ايشان شد از سطوت و معرّت بأس ايشان ايمن و فارغ گشت و متعرّض اديان و ملل نيز نه‌اند و چه جاى تعرّض است بلك مقوّيان‌اند و برهان اين دعوى قوله عليه السّلام انّ اللّه ليؤيّد هذا الدّين بقوم لا خلاق لهم و احبار اخيار « 1 » هر ملّتى را از صنوف عوارضات و محن مؤن و اوقاف « 2 » و مسبّلات و حرّاث و زرّاع ايشان را معاف و مسلّم داشته‌اند و هيچ‌كس را مجال آن نه كه با آن طايفه سخن محال تواند گفت و بتخصيص ائمّهء دين محمّدى را خاصّه اكنون كه عهد دولت پادشاه منكو قاآن است و اروغ و اولاد و احفاد چنگز خان چند پادشاه زاده‌اند كه شرف اسلام ايشان را با دولت دنيا جمع شدست و اتباع و اشياع و خيل و حيل « 3 » ايشان خود چندان اند كه بزيور عزّ دين آراسته و پيراسته شده‌اند كه در عدّ و حصر نيايد « 4 » برين موجبات واجب مىشود كه « 5 » از روى عقل كه ابلق ايّام در زير ران فرمان ايشان رام است كه بر قضيّت حكم ربّانى و ان جنحوا للسّلم فاجنح لها بروند و ايل و منقاد گردند و ترك عصيان و عناد گيرند برآن جمله كه صاحب شريعت بيان مىفرمايد اتركوا التّرك ما تركوكم فانّهم اصحاب بأس شديد و نفس و مال را در حصن عصمت و پناه امان آرند و اللّه
هامش
( 1 ) ب د : اخيار احبار ، ج : احبار ، ه : اخيار ، ( 2 ) عطف است باحبار اخيار ، ( 3 ) كذا فى نسخة الاساس ( ؟ ) ، و فى ب : و جيل و خيل ، و فى ج د ه : و خيل ، ( 4 ) ب د ه : نيايند ، ( 5 ) ب و ندارد ، ج : تا ، و عبارت خالى از ركاكت نيست ،
تاريخ جهانگشاى جوينى ( فارسى ) ( ط دنياى كتاب ) — صفحة 11 | عطا ملك جوينى / محمد قزوينى