تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ جهانگشاى جوينى ( فارسى ) ( ط دنياى كتاب ) — صفحة 8

مساهمون:

ص٨
و مبدى معايب است و منشى مساوى و مثالب و تولّد آن از نتيجهء دناءت همّت و خساست طينت ، ننگرد و به عين رضا و وفا كه مقابح را در صورت زيبا بيند و پلاس لباس ديبا پندارد نظر نكند
و عين الرّضا عن كلّ عيب كليلة * * و لكنّ عين السّخط تبدى المساويا 5
بلك متوسّطوار تأمّلى به شرط امانت و ديانت واجب دارد و خير الأمور اوسطها
على انّنى راض بان احمل الهوى * * و اخلص منه لا علىّ و لا ليا
و درين مقالات تفكّرى كند و درين مقامات كه بواسطهء اقلام اعلام مىرود تدبّرى نمايد غطاء شكّ و ريبت و غشاء ظنّ و شبهت از بصيرت او مرتفع شود و بر خاطر و ضمير او مخفىّ و مستور « 1 » نماند كه هرچ از خير و شرّ و نفع و ضرّ درين عالم كون و فساد بظهور مىپيوندد بتقدير حكيمى مختار منوط است و بارادت قادرى كامگار مربوط كه صادرات افعال او بر قانون حكمت و مقتضاى فضيلت و معدلت تواند بود و آنچ از وقايع واقع شود از تخريب بلاد و تفريق عباد از نكبت اخيار و استيلاى اشرار حكمتها در ضمن آن مدرج « 2 » باشد قال اللّه تعالى
عَسى أَنْ تَكْرَهُوا شَيْئاً وَ هُوَ خَيْرٌ لَكُمْ
و حكيم سنائى مىفرمايد
خواه اوميد گير و خواهى بيم * * هيچ هرزه نيافريد حكيم در جهان آنچ رفت و آنچ آيد * * و آنچ هست آن چنان همىبايد
و بديع همدانى راست در رسالهء لا ترادّوا اللّه فى مراده و لا تكاثروه فى بلاده انّ الأرض للّه يورثها من يشاء من عباده ، آنچ اسرارست كسى را خود بدان اطّلاع و وقوف نيست كه در آن دريا غوّاصى كند كدام طايفه را در آن افق پرواز تواند بود يا كدام فهم و وهم را از آن وادى گذر و جواز ع ، من از كجا سخن سرّ مملكت ز كجا ، و ما يعلم الغيب الّا اللّه
هامش
( 1 ) كذا فى ب ج و ، و فى آ : منوى ، د : منون ، ه ندارد ، ( 2 ) د ه و : مندرج ،